السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
124
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
واگر أبى از شخص بيرون أيد ونداند كه آن منى است يا نه رجوع كند بصفات از جهندگى وسستى وشهوة پس اگر داراى اين سه صفت شد محكوم است بمنى بودن واگر چه علم بان حاصل نكند واگر اين صفات جمع نشد واگر چه يكى از انها را فاقد شد محكوم نيست بمنى بودن مگر انكه علم بان حاصل شود ودر زن ومريض كفايت مىكند اجتماع دو صفت كه آن شهوة وسستى باشد ( دوم ) جماع است اگر چه انزال نشود وجماع محقق مىشود بادخال حشفه يا مقدار از آن از مقطوع الحشفة در قبل يا دبر بدون فرق ما بين واطى وموطوء وزن ومرد صغير وكبير حي وميت باختيار يا اضطرار در خواب يا بيدارى حتى اگر حشفه طفل شير خواريرا داخل كند هر دو جنب مىشوند وهم چنين است اگر حشفه ميتى را داخل كند يا حشفه خود را بر ميت داخل كند وأحوط در وطى بهائم اگر انزال نشود جمع ما بين غسل ووضوء است اگر مسبوق بحدث أصغر باشد ووطى در دبر خنثى موجب جنابت است نه در قبل مگر انكه انزال شود كه واجب است بر فاعل غسل بجهت انزال بخلاف خنثى مگر انكه أو نيز انزال كند واگر دخول كرد خنثى بمرد يا بزن وانزال أو نشد واجب نيست بر واطى وموطوء غسل كردن واگر دخول كرد مردى بخنثى وخنثى دخول كرد بأنثى يعنى بزنى واجب است غسل بر خنثى بخلاف مرد وأنثى ( مسألة 1 ) هر گاه شخص در جامه خود منى ديد وعلم حاصل كرد منى خودش است واز براي آن غسل نكرده است واجب است بر أو غسل وبايد اعاده يا قضاء كند نمازهائى را كه يقين دارد با آن جنابت كرده است واما نمازهائى كه يقين ندارد بلكه احتمال مىدهد كه بعد از آن باشد واجب نيست قضاء انها واگر در آن منى كه در جامه خود ديده شك كرد كه ايا از خودش است يا از غير أو واجب نيست بر أو غسل واگر چه أحوط است خصوصا در جامه مختص خود واگر بداند كه از خودش است ولكن احتمال بدهد كه از جنابت سابقه باشد كه از جهت آن غسل كرده در اين صورت نيز وجوب غسل معلوم نيست لكن أحوط است ( مسألة 2 ) اگر كسى غسل كرده است وجنب هم شده است ونمىداند اين غسلي كه كرده براي همين جنابت بوده يا غسل را پيش كرده براي جنابتى ديگر واجب است كه غسل كند مگر انكه زمان غسل را بداند نه جنابت را پس ممكن است كه استصحاب طهارت كند در اينهنگام ( مسألة 3 ) هر گاه منى ديده شود در جامه كه مشترك ما بين دو نفر يا سه نفر است ويقين كند كه از يكى از ايشان است ولكن ندانند كه از كدام