السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
115
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
پس اگر ممكن باشد بدون مشقت واجب است شستن واگر چه بريختن آب پى در پى يا به فرو بردن در آب باشد تا آب برسد به زير آن اگر جبيره بر روى آن باشد به شرط اين كه جبيره ومحل هر دو پاك باشند يا ممكن باشد تطهير انها واگر ممكن نباشد رسانيدن آب به موضع جبيره يا به جهت ضرر رسانيدن آب يا به جهت نجاست آن وممكن نشدن تطهير يا از جهت آنكه ممكن نباشد آب به زير جبيره برسد يا آنكه جبيره برداشته شود پس اگر مكشوف باشد واجب است شستن أطراف آن وگذاشتن كهنه پاكى بر روى آن ومسح كردن روى آن كهنه با رطوبت واگر ممكن باشد مسح بدون گذاشتن كهنه معين است چنين كند اگر ممكن نباشد شستن آن چنان كه فرض اينجا است واگر ممكن نباشد گذاشتن كهنه بر روى آن نيز اكتفا كند به همان شستن أطراف وأحوط ضم تيمم است بان واگر در موضع مسح باشد وممكن نباشد بر روى آن مسح كردن واجب است كه كهنه پاكى روى آن گذارد ومسح كند به رطوبت دست واگر ممكن نشد گذاشتن كهنه بر روى آن ومسح كردن ساقط مىشود مسح آن وبايد تيمم با آن ضم كند واگر محل جبيره غير مكشوف است واجب است شستن أطراف آن با مراعاة شرايط ومسح كردن بر جبيره اگر طاهر باشد يا ممكن باشد تطهير آن وبايد مسح كند اگر چه در موضع شستن باشد وظاهر عدم تعين مسح است در اين حال پس جايز است شستن نيز وأحوط اجراء آب است بر روى جبيره با امكان بامراريد بدون قصد غسل يا مسح ولازم نيست كه مسح برطوبت آب وضو باشد هر گاه در موضع غسل باشد ولازم است كه رطوبت بتمام جبيره برسد بلى در خلل وفرج آن دقت لازم نيست همينكه عرفا صدق كند كه مسح برطوبت مستوعب شد كافى است اينها در وقتي است كه ممكن نباشد برداشتن جبيره ومسح بر بشره والا أحوط بلكه أقوى تعين مسح بر بشره است اگر ممكن نباشد غسل آن چنانكه مفروض اينجا است وأحوط جمع ما بين مسح بر جبيره وبر محل است نيز واگر ممكن نباشد مسح بر جبيره بجهت نجاست آن يا از جهت مانع ديگر پس اگر ممكن باشد گذاشتن كهنه پاكى بر روى آن ومسح بر آن واجب است چنين كند واگر ممكن نباشد أحوط آنست كه اكتفا كند بشستن أطراف آن با ضم تيمم بان ( مسألة 1 ) هر گاه جبيره در موضع مسح باشد وممكن نباشد كه آن را بردارند وروى بشره را مسح كنند لكن ممكن باشد كه مكرر آب بريزند تا بمحل برسد ايا بايد چنين كنند يا همان مسح بر جبيره كنند دو وجه است واحتياط بجمع ما بين هر دو ترك نشود ( مسألة 2 )