السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
104
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
جايز است از آن وضو گرفتن وهكذا ساير استعمالات ( مسألة 20 ) هر گاه از ظرفى وضو گرفت به اعتقاد آنكه غصب است يا آنكه طلا ونقره است بعد معلوم شد كه چنين نبوده صحت وضويش مشكل است ودور نيست صحت اگر قصد قربت از أو حاصل شده باشد ( شرط ششم ) اين كه آب وضو آب مستعمل در رفع خبث نباشد هر چند پاك باشد مثل غساله استنجاء با شرائط وفرق نيست بنابر أقوى ما بين وضوء واجب ومستحب حتى مثل وضوء حائض كه در حقيقت صورت وضو است واما آب مستعمل در حدث أصغر مثل آب وضو جايز است وضوء گرفتن با آن بلا اشكال وأقوى جواز وضو است از آب مستعمل در حدث أكبر واگر چه أحوط ترك است با بودن آب ديگر بلى مستعمل در أغسال مندوبه بي اشكال جايز است ومراد به آب مستعمل در حدث أكبر كه محل احتياط است آن آبى است كه بر بدن وارد شده وريخته وجمع شده باشد واما آن آبى كه به بدن نرسيده واز دست يا ظرف در حين غسل كردن مىريزد آن مستعمل نيست چنانچه بقيه آبى كه در ظرف مىماند نيز مستعمل نيست هر چند در أثناء غسل بدست از آن آب برداشته باشد وهم چنين قطراتى كه از بدن مىچكد در آب انها نيز مغتفر است واين شرط شرط واقعي است پس اگر از روى جهل يا غفلت يا نسيان وضو بگيرد بغساله خبث وضويش باطل است واگر از آب مستعمل در حدث أكبر بگيرد احتياطا اعاده كند ( هفتم ) آنكه مانعى از استعمال آب مثل مرض يا عطش يا خوف ضررى ديگر نباشد والا مأمور است به تيمم واگر وضو بگيرد باطل است اگر عالم باشد به ضرر واگر جاهل باشد وخوف هم نداشته باشد وضو صحيح است هر چند در واقع مضر بوده است وأحوط اعاده يا تيمم است ( هشتم ) اين كه وقت وسعت از براي وضوء ونماز داشته باشد به اين معنى كه بشود با اين وضوئى كه مىگيرد تمام نمازش در وقت واقع شود والا واجب است تيمم كند مگر آنكه با تيمم نيز چنين باشد يعنى زمان آن به قدر وضو يا بيشتر باشد كه در اين صورت معين است وضو ودر فرض أول كه مأمور به تيمم است اگر به قصد كون بر طهارت يا غايتى ديگر وضو بگيرد صحيح است واگر به قصد خصوص آن نمازى كه وقت آن تنگ است وضو بگيرد باطل است از جهت اين كه امر به اين وضو ندارد بلى اگر قصد أو به نحو داعى باشد نه تقييد صحت آن نيز بعيد نيست ( مسألة 21 ) هر گاه در جائى كه استعمال آب ضرر داشته باشد شخص أول آن موضع را كه آب براي أو ضرر دارد در آب گذارد يا آب بر آن بريزد كه ضرر خود را بكند