دكتر محمد مهدي گرجيان
96
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
در جاى ديگرى مىنويسد : در اين مورد يك نكته روان شناسى هست كه به نوبه خود ، حاوي سر فلسفي بزرگى است وآن نكته اين است كه انسان هنگامى كه به منظور مسائل اخلاقى ، در مقابل تحريكات شهوانى مقاومت مى كند ، در خود احساس پيروزى وموفقيت مى كند ودرست مثل اين است كه بر حريفى فائق آمده وأو را شكست داده است . وبر عكس ، هرگاه كه به منظور هدف شهوانى از هدف اخلاقى ، صرف نظر مى كند ، در خود احساس ضعف وشكست مى نمايد ودرست همان حالتي به وى دست مى دهد كه از حريفى شكست مى خورد وحال آنكه در هر دو حال ، فاعل يك شخص است واراده يك شخص كه مبادرت به عمل نموده است . اين نكته اى است كه ( روانشناسان ) يادآورى كرده اند . وبه علاوة ، هر كس مى تواند از مطالعه ضمير خود ، آن را بيابد . اين نكته مى رساند كه حيات معنوي واخلاقى انسان ، نسبت به حيات مادي وى ، اصالت بيشتر دارد وشخصيت واقعي انسان ، وابسته به هدفهاى معنوي واخلاقى است . وجنبه هاى حيواني وشهوانى ، طفيلى هاى شخصيت واقعي انسان است وآن جا كه احساس ظفر مى كند ، چون شخصيت واقعيش ، يعنى خودش بر طفيلى هاى وجودش ، فائق آمده وآن جا كه احساس شكست خوردگى مى كند از اين كه شخصيت واقعيش از طفيلى هاى وجودش شكست خورده است ، يعنى اين احساس ظفر واحساس شكست خوردگى از غريزه علاقة به شخصيت ، سرچشمه مى گيرد . واز اينجا اجمالا بايد فهميد كه بر خلاف نظر ماديين ، حيات معنوي واخلاقى انسان ، تابع حيات مادي وى نيست واز خود ، استقلال دارد . ( 1 ) * * *
--> ( 1 ) - أصول فلسفه وروش رئاليسم ، ج 3 ، ص 483 ( چاپ دفتر انتشارات جامعه مدرسين ، سه جلد در يك جلد ) .