دكتر محمد مهدي گرجيان

88

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

دارد كه مى فرمايد : عامه مردم ( شمس وقمر ) ، هر يك را به استقلال ( نير ) دانند ، واز لسان أرباب فضل وقلم هم مىشنوى ومى بيني كه شمس وقمر را ( نيرين ) گويند ، حتى در كتب هيأت ونجوم نيز از شمس وقمر تعبير به ( نيرين ) مى شود ، بلكه ظاهرا اين تعبير از أهل هيأت ونجوم ، شايع شده است . چون شب به نور ماه روشن است ، در بادي نظر گمان مى رود كه روشنى از خود ماه به زمين رسيده است وكسى كه از واقع خبر دارد ، مى داند كه نور ماه نيز از شمس است ، يعنى شب هم چون روز به نور شمس روشن است . و ( قمر ) به مثل ، چون آيينه اى كه در درون خانه نصب است وشمس ، چراغى است كه از بيرون خانه مواجه با آيينه است ونور چراغ در آن آيينه منعكس مى شود ودر صحن خانه مىتابد . آنكه از بيرون خانه بي خبر است ، پندارد كه اين روشنايى از آيينه است وبه اين بيان ، سر گفتار حضرت وصى أمير المؤمنين علي ( ع ) در دعاى ( صباح ) دانسته مى شود كه فرمود : ( وجعلت الشمس والقمر للبرية سراجا وهاجا ) ، يعنى خدايا ! خورشيد وماه را براي خلق ، چراغ فروزان گردانيدى ، كه نفرمود : دو چراغ فروزان وبه تازى نگفت : ( سراجين وهاجين ) . غرض اينكه : اگر كسى بگويد ماه روشن نيست ونور ندارد وشب را روشن نكرد ، نادرست است ، زيرا بالبداهة ماه است كه روشن است وروشن كرد . در عين حال ، اگر بگويد ( نور ) مستقلا از ذات اوست ، باز نادرست است كه نور قمر مستفاد از شمس است . واگر بگويد خورشيد است كه شب را روشن كرد بدون واسطه ، باز نادرست است ، گرچه نور ، نور خورشيد است . ( 1 ) مرحوم ( أستاذ علامه شعرانى ) - قدس سره الشريف - فرموده است : بايد عمل

--> ( 1 ) - خيرالاثر در رد جبر وقدر ، ص 110 و 111 .