دكتر محمد مهدي گرجيان
85
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
حكيم سبزوارى نائل شد ، از أو سؤال كرد مقصود مولوى از اين بيت چيست ما همه شيريم ولى شير علم * حمله مان از باد باشد دم به دم در پاسخ فرمود كه : مولوى ( لا حول ولا قوة الا بالله ) را ترجمه مى كند . در تبيين اين حقيقت ، شبسترى گويد : اگر خورشيد در يك حال بودى * شعاع أو به يك منوال بودى ندانستى كسى كاين پرتو از اوست * نبودى هيچ فرق از مغز تا پوست جهان جمله فروغ نور حق دان * حق اندر وى ز پيدايى است پنهان چو نور حق ندارد نقل وتحويل * نيايد اندر أو تغيير وتبديل تو پندارى جهان خود هست دائم * به ذات خويشتن پيوسته قائم ( 1 ) وآن كس كه نظر بر خورشيد دارد ، داند كه نور ديوار از خورشيد است ، اگر چه روشنى به ديوار ، انتساب دارد كه براستى ديوار روشن است . ودر اين انتساب شكى نيست وبديهي وضروري است ، ولى روشنى أو از خورشيد است . هم چنان كه گفته أيم ، قيام وقعود به ما منسوبند ، ولى ( حول وقوت ) از خداوند است . ونيز چنان كه روشن است ، ايجاد ضحك وبكاء فقط از خداوند است كه : ( انه اضحك وابكى ) ولى ضاحك وباكى ، زيد وعمروند به قول شيخ اجل سعدى : گرچه تير از كمان همى گذرد * از كماندار بيند أهل خرد اين بيت أشارت به قول حق تعالى است كه فرمود : ( وما رميت إذ رميت ولكن الله رمى ) . ( 2 ) عارف رومى در أوايل دفتر أول مثنوى ، بدان تصريح كرده است كه :
--> ( 1 ) - شرح لاهيجى ، ص 52 ( 2 ) - سوره انفال ، آية 18 .