دكتر محمد مهدي گرجيان
72
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
نماز مثلا خود نيت مورد توجه نيست . در اين صورت است كه اراده به طور مستقل ، مورد لحاظ شود . اين حالت قلبي ، خودش نسبت به خودش ، شوق واراده خواهد بود كه گويى اراده دومى در كنار اراده أول است وهمچنين است اگر آن اراده دوم را كه در كنار اراده أول هست ، به طور مستقل در نظر بگيريم ، قطعا خواهيم ديد كه اراده ديگرى در درون آن هست كه نسبت به دومى اراده وشوق شمرده خواهد شد . بنابراين ، يك اراده مى تواند به اراده هاى بي شمار وشوق هاى فراوان ، تحليل يابد كه هر اراده اى نسبت به اراده بعدى متقدم خواهد بود . وبه عبارت ديگر : يك اراده به وجود وحدانيش داراى اراده ها وشوقهاست كه تمام آن اراده ها وشوقها بر وجود واحد ، منضم ومجتمع هستند . سپس مرحوم ميرداماد براي توضيح مطلبي كه گفته است ، مثال هايى چند مى آورد : 1 - ما وقتي علم به چيزى پيدا مى كنيم تا مادامى كه متوجه خود علم نيستيم ، يك علم بيشتر نيست وآن علمي است كه متعلق است به آن چيز . واما اگر متوجه خود علم شديم ، علم ديگرى به آن علم تعلق مى گيرد . وهمچنين اگر متوجه به علمي كه به علم أول گرفته باشيم ، قهرا علم ديگرى متولد مى شود وهكذا . . 2 - علم ما بر ذات خود ما ، به همان كيفيت كه در مورد أول گفته شد . 3 - نيت در عبادات ، كه اگر كسى متوجه عبادات باشد ، نيتي براي انجام آن دارد ، ولى اگر متوجه خود نيت باشد ، آن نيت نيز نيت ديگرى را متضمن خواهد بود . 4 - لزوم ولزوم لزوم ، مثلا وقتي مى گوييم ( زوجيت ) لازمه ( أربعة ) است ، سؤال مى شود : آيا اين لزوم زوجيت براي أربعة ، هميشگى است ويا آنكه أربعة ،