دكتر محمد مهدي گرجيان
48
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
كمتر فكرى است كه به اندازه فكر ( جبر ) زيانهاى عملي واخلاقى دربر داشته باشد . وبسا اشخاصى پيدا مى شوند كه براي آنكه فلسفه اى براي اعمال زشت خويش پيدا كنند ، به ( نظريه جبر ) متمسك مى شوند لهذا ما تفصيلا وارد اين مبحث مى شويم وسعى مى كنيم با طرز جالب توجهى ، مطلب را روشن نماييم . به قول مرحوم مطهرى : ( مجموع راههايى را كه بشر در مسألة جبر واختيار ، پيش گرفته ، مى توان اين طور خلاصه كرد : 1 - نظريه جبريون مطلق ( كساني كه در هر دوره اى كم وبيش پيدا مى شوند ومكتب مشخصى ندارند ) : صدور افعال انسان از انسان ، ضروري وجبري است وهيچ گونه اختيار وآزادى براي انسان در كار نيست وهيچ گونه تكليف ومسئوليتى هم براي انسان صحيح نيست . 2 - نظريه ماديين جديد : صدور افعال انسان از انسان ، جبري است وهيچ گونه اختيار وآزادى در كار نيست ، ولى در عين حال تكليف ومسئوليت ، صحيح است . 3 - نظريه منكرين ضرورت على ومعلولي ، مانند برخى از متكلمين وبعضي از علماى فيزيك جديد وبرخى از فلاسفه حسى وتجربى : هيچ گونه ضرورت ووجوبي در كار جهان ، حكم فرما نيست ودر نتيجة بر افعال انسان نيز ضرورتي حكم فرما نيست . 4 - نظريه بعضي از متكلمين وبرخى از اصوليين : عليت ومعلوليت وهمچنين ضرورت على ومعلولي ، منحصر به مادة وماديات است وغير مادة ، مثل نفس انسان وذات بارى ، نسبت به آثار خود ، فاعل است نه علت ونسبت معلول به علت ضرورت است ولى نسبت به فاعل ضرورت نيست .