دكتر محمد مهدي گرجيان
39
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
نظام أسباب ومسببات را تأييد كرده است . سوم اينكه : أصل عليت ونظام أسباب ومسببات بر جهان وجميع حوادث جهان حكم فرماست ، هر حادثى ضرورت وقطعيت وجود خود را وهمچنين شكل وخصوصيت زماني ومكاني وساير خصوصيات وجودي خود را از علل متقدمه خود ، كسب كرده است ويك پيوند ناگسستنى بين گذشته وحال واستقبال ، ميان هر موجودى وعلل متقدمه أو هست . بنابراين نظر ، سرنوشت هر موجودى به دست موجودى ديگر است كه علت اوست . وآن علت است كه وجود اين موجود را ايجاب كرده وبه أو ضرورت وحتميت داده است . وهم آن علت است كه خصوصيات وجودي أو را ايجاب كرده است وآن علت نيز به نوبه خود ، معلول علت ديگرى است وهمينطور . . پس لازمه قبول أصل عليت عمومى ، پذيرفتن اين نكته است كه هر حادثه اى ، ضرورت ، قطعيت وهمچنين خصوصيت ، اندازه وكيفيت خود را از علت خود مى گيرد . در اين جهت ، فرق نمى كند كه ما الهى مسلك باشيم وبه علت العللى كه أصل همه ايجابها ( قضاءها ) وأصل همه تعينها ( قدرها ) هست ، معتقد باشيم يا نباشيم وچنين علت العللى را نپذيريم . اعتقاد به ( قضاء وقدر ) ناشى از اعتقاد به أصل عليت عمومى در جهان است ، بر أساس اعتقاد به اين أصل ، در عالم ، هر پديده اى علت واندازه اى دارد وچيزى بدون علت وبدون اندازه گيرى معين ، به وجود نمى آيد . فرض كنيد سنگى پرتاب مى كنيم وشيشه اى مىشكند ، شكستن شيشه ، يك حادثه است وحتما علتي دارد كه آن را ايجاب مى كند . ونيز مسلما ميزان شكستگى واندازه وحدود آن ، بستگى به كوچكى وبزرگى سنگ وقوت وفشار دست ونزديكى ودورى فاصله وغير اينها دارد .