دكتر محمد مهدي گرجيان

31

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

معمولا هنگامى كه با تعبيرى در قرآن مواجه مى شوند كه با أصول مسلم خودشان جور نمى آيد ، دست به توجيه وتأويل مى زنند ، گرچه لزومى ندارد در اين باره زياد بحث كنيم . بنابراين ، معناى قضاء الهى درباره حوادث جهان اين است كه اين حوادث از ناحية ذات حق ، قطعيت وحتميت يافته اند ، حكم قطعي حق درباره آنها چنين ويا چنان است . ومعناى تقدير الهى اين است كه أشياء اندازه خود را از آن ناحية كسب كرده اند وچون خداوند فاعل بالعلم وبالمشية وبالاراده است ، بازگشت قضاء وقدر به علم وبه اراده ومشيت إلهية است . صاحب مواقف - كه از مشاهير متكلمين است - درباره معنا ومفهوم قضاء وقدر مى گويد : ( قضاء الهى از نظر اشاعره عبارت است از اراده أزلي حق كه به وجود أشياء در ظرف خود تعلق گرفته است . وقدر الهى عبارت است از ايجاد أشياء به وجه خاص واندازه معين از نظر ذات وصفات . گاهى قضاء وقدر به صورت مترادفين به معناى ( سرنوشت ) به كار مى رود . وگويا نكته استفاده از واژه نوشتن در ترجمه آنها اين است كه بر حسب تعاليم ديني ، قضاء وقدر موجودات ، در كتاب ولوحى نوشته شده است . با توجه به اختلاف معناى لغوى قضاء وقدر مى توان مرتبه قدر را قبل از مرتبه قضاء دانست ، زيرا تا اندازه چيزى تعيين نشود ، نوبت به اتمام آن نمى رسد . واين نكته اى است كه در بسيارى از روايات شريفه ، بر آن اشاره شده است . جمعى از عوام در تفسير اين دو كلمه چنين پنداشته اند : سرنوشت هر يك از روز نخست بدون اطلاع وحضور أو از طرف خداوند تعيين شده وبنابراين ، هر كسى با سرنوشت معينى از مادر متولد مى شود كه قابل دگرگونى نيست . هر انساني نصيب وقسمتى دارد كه ناچار بايد به آن برسد چه