دكتر محمد مهدي گرجيان
141
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
نمى كرد تا چه رسد به تأمين مواد غذايى وساير لوازم زندگيشان . پس براي تحقق چنين خيراتى ، چنان شروري ضرورت دارد . حاصل آنكه : أولا : شرور ونقايص اين جهان ، لازمه لا ينفك نظام على ومعلولي آن است وحيثيت شريت آنها - كه بازگشت به جهات عدمي مى كند - ذاتا متعلق محبت واراده الهى قرار نمى گيرد . وتنها آنها را مى توان بالعرض ، متعلق اراده وايجاد وقضاء وقدر ، قلمداد كرد . ثانيا : خيرات جهان بر همين شرور بالعرض ، غالب است وترك خير كثير ، براي پديد نيامدن شر قليل ، خلاف حكمت ونقض غرض است . ثالثا : همين شرور قليل ونسبى وبالعرض هم فوايد زيادى دارد كه به بعضي از آنها اشاره شد . وهر قدر بر دانش بشر افزوده شود ، بيشتر از حكمتها واسرار اين جهان آگاه مى گردد . مرحوم علامه طباطبائى - رضوان الله تعالى عليه - بحثي را تحت عنوان ( خير وشر وسعادت وشقاوت ) بيان نمود كه به لحاظ جامعيت واختصار ، ذكر مى كنيم ( شك نيست كه در جهان مادة ، شر وفساد وبدبختيها وناكاميهاى بسيارى موجود است كه هيچ گونه ترديدى در واقعيت آنها نمى توان داشت . واز سوى ديگر ، جهان واجزاى جهان در واقعيت وهستى خود مستند به خداى جهان است ، خدايى كه همه براهين وجودش أو را وجودي آراسته با هر كمال ، وپاك از آلايش هر ناروايى ، معرفى مى كند . وروشن است كه اين دو مطلب ( واقعيت شر وفساد وتنزه واجب ) در بادي نظر با هم وفق نمى دهد . يا خدائى بايد در كار نباشد يا اگر باشد هستى هاى پر از شر وفساد به وى مستند نبايد باشد . اين مطلب را در صورت اشكال با يكى از دو تقرير مى توان در آورد .