دكتر محمد مهدي گرجيان

112

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

اگر از اين بيمار دو پزشك ، عيادت كرده باشند وتشخيص ونسخه شان مخالف يكديگر باشد ، يعنى يك نسخه ، مفيد وشفابخش بيمار ، ونسخه ديگر ، مهلك وكشنده باشد ، بايد گفت دو سرنوشت مختلف در انتظار اين بيمار است واز آن نظر كه از جانب بيمار ، هم امكان انتخاب اين نسخه موجود است وهم امكان انتخاب آن نسخه ، پس از نظر بيمار ، هىچكدام از اين دو سرنوشت ، حتمي نيست . گو اينكه بالأخره يكى از آنها را انتخاب خواهد كرد وانتخاب آن بستگى به يك سلسله علل آشكار وپنهان دارد ، ولى اين جهت ، موجب سلب اين امكان نمى گردد ، يعنى در عين اينكه يكى بالخصوص انتخاب مى شود ، امكان اينكه انتخاب نشود وبه اصطلاح امكان استعدادي انتخاب نسخه مخالف ، موجود ومحفوظ بوده است . پس سرنوشتهاى گوناگون در كار است واين سرنوشتها مى توانند جانشين يكديگر بشوند ، جانشين شدن آنها نيز به حكم سرنوشت است . على هذا اگر كسى بيمار بشود ودارو بخورد ونجات پيدا كند ، به موجب سرنوشت وقضاء وقدر است . واگر دارو نخورد ورنجور بماند ويا داروى زيان بخش بخورد وبميرد ، باز به موجب سرنوشت وقضاء وقدر است . واگر هم از محيط بيمارى ، دورى گزيند ومصون بماند ، باز به حكم سرنوشت وقضاء وقدر است . بالأخره هر چه انجام دهد ، نوعي سرنوشت وقضاء وقدر است ونمى تواند از حوزه قضاء وقدر بيرون بماند . مولوى مى گويد : همچنين تأويل قد جف القلم * بهر تحريض است بر شغل أهم پس قلم بنوشت كه هر كار را * لايق آن هست تأثير وجزا كژ روى جف القلم ، كژ آيدت * راستى آرى ، سعادت زايدت چون بدزدد ، دست شد ، جف القلم * خورده باده ، مست شد ، جف القلم