دكتر عقيقى بخشايشي

436

چهارده نور پاك ( فارسي )

رفع نيازهاى آنان عشق مى ورزيد او سه نوبت دارايى خود را ميان مستمندان تقسيم نمود و دو نوبت تمام دارايى خود را در اختيار نيازمندان گذاشت . و در طول زندگى خود بيست و پنج بار به زيارت خانه ى خدا بار بست و با وجود آنكه مركب سوارى در اختيار داشت . ولى پياده و گاهى پا برهنه به اين سفر روحانى اقدام مى ورزيد تا در پيشگاه الهى ، از ادب و خضوع و الا ، واجر و پاداش وافرترى برخوردار گردد " . ( 1 ) شجاع و دلير او فرد شجاع و دلير و سخنور بى باك بود ، در ميان مردم از وجهه و اعتبار اجتماعى شگفت انگيزى برخوردار بود و از صفاى ذهن وقريحهء خدادادى به حد كامل بهره داشت او در بيان عقايد و نظريات اجتماعى و شخصى ، كوچك ترين واهمه و هراسى نداشت و در راه پيشبرد اهداف اسلام ، از هر گونه جانبازى و فداكارى دريغ نمى ورزيد . چندى پس از رحلت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) يك روز دو برادر در سنين كودكى با حالت افسرده و پژمرده به مسجد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) رفتند و از آستان در مسجد ، مرد ديگرى را بر عرش منبر ديدند . حسن شجاع و دلير با آن حالت حساسيت فوق العاده وقتى ديد منبر پدر بزرگش ، زير پاى يك فرد ديگرى قرار دارد فرياد زد : از جاى پدرم بيا پايين ، تو چه حقى دارى بر جاى پدرم بنشينى ؟ آن مرد از سخن فرو ماند سكوت غم آلودى فضاى مسجد را برگرفت . و دوران خطابه‌هاى پرشور رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) در ميان حاضرين تداعى گرديد . بالأخره آن مرد ، با زبان لكنت بار فرياد كشيد : راست مى گويى اينجا جاى پدر تو است . . . " . ( 2 ) اين روحيه اعتراض و اين جوش و خروش در وجود او رشد و نمود داشت و اين روح پرخاشگرى در مواقع حساس تاريخ اسلام ، خود را نشان داد در دوران عثمان در ميان خون و آتش انقلابيون ، در جنگ جمل در ميان تيربارانهاى شديد هودچيان عايشه ، در جنگ صفين در آن معركه ى عظيم بين سپاه اسلام و سپاه كفر ونفاق ، بالأخره در تمام

--> 1 . ابن شهر آشوب ، مناقب ج 4 ، ص 14 . 2 .