جمعى از اطباء
424
مجموعه پزشكى ( فارسي )
محدود ولى خونروى تدريجى ادامه دارد لازمست شكم را فورا باز كرده پس از بستن محل خونريزى و برداشتن ضمائم آسيب ديده شكم را بست - اگر عوارض ديگرى نيز ايجاد شده ممكن است زهدان را نيز برداشت 2 - تومر خونى پرده درونى بيضه ( 1 ) - در صورتى كه تومر زياد اسباب زحمت نيست بهتر اين است كه به بستن بيضه بند قناعت نموده از بزل كه اغلب مضر واقع مىشود خوددارى نمود ولى اگر برعكس ايجاد زحمت مىنمايد ناچار بايد پس از شكافتن لخته خون را خارج نموده قسمتى از پرده دورنى بيضه را ( واژنيال ) نيز برداشت . در مواردى كه بيضه در درون توده هاى تصلب يافته مخفى و قابل تشخيص نباشد ممكن است آن را با تمام بافت ها خارج ساخت ( 2 ) 3 - تومرهاى خونى فرج - به ترومبوس فرج ( 3 ) مراجعه شود . جمع شدن خون قاعده در مهبل Hematacolpos 1 - جمع شدن كلى خون در مهبل و انبساط ناكامل زهدان ( 4 ) - در اينجا بهتر اين است كه ابتدا شكاف كوچكى داده مهبل را بخارج باز كرد تا خونى كه در بالا جمع شده كم كم خارج شود پس از آن شكافى به شكل صليب داده درون مهبل را با گاز آلوده به پراكسيددوزنك پر نمود 2 - جمع شدن جزئى خون در مهبل و انبساط كامل ياناكامل زهدان ( 5 ) بايستى پس از تشريح كامل موضع تومر خونى را بزل نموده تامپونمان كرد و پس از مدتى مجرا را بوسيله قرار دادن ميله استوانه شكل صمغى يا لوله شيشهء باز نگاهداشت يا اينكه يك مهبل مصنوعى براى بيمار درست كرد . 3 - جمع شدن خون در مهبل جانبى واتساع جانبى زهدان ( 6 ) - لازمست جدارى كه بين مهبلى بسته و مهبلى كه بخارج راه دارد موجود است كاملا شكافته هر دو مهبل را يكى كرد . اگر خون در يك محفظه دنباله دارى جمع شده ممكن است شكم را شكافته وتومر را برداشت بالاخره در مواقعى كه زهدان نيز دو شاخه است و با تشريح ميانين ( عجان ) رسيدن بتومر غير مقدور است يا اينكه خون بقدرى سخت شده كه خارج ساختن آن مشكل است مىتوان زهدان را برداشت . تورم خونى Hematomes در ابتدا كافى است عضو را در بىحركتى كامل گذارده و فشارى بوسيله نوار قابل ارتجاع يا زخم بندى با پنبه روى تومروارد ساخت . در صورتى كه بيم از بين رفتن پوست در كار باشد يا اينكه وضعيت ثابت نگاهداشتن درجه حرارت را ايجاب كند بهتر اين است كه بوسيله پانسمان با پنبه وارد ساختن فشار را عملى كرد .
--> ( 1 ) Vaginale . H ( 2 ) Castration ( 3 ) Thrombus de la vulve ( 4 ) total et hematometrie partielle . H ( 5 ) hematometrie partielle ou totale - partiel et . H ( 6 ) hematometrie laterale - lateral et . H