جمعى از اطباء

279

مجموعه پزشكى ( فارسي )

تنطور بلادن 20 قطره شربت اطر / 10 شربت دز سارتز / 30 آب چكيده / 90 از 2 تا 8 قاشق قهوه خورى روزانه در مورد سياه سرفه مصرف مىشود . شربت در وزرا تنطور در وزرا / 6 تنطور بلادن / 2 برمور دو پطاسيم / 6 شربت پوست نارنج / 200 هر قاشق قهوه خورى بيست سانتيگرم برمور دو پطاس و 10 قطره تنطور دروزرا و چهار قطره تنطور بلادن دارد يگقاشق قهوه خورى براى سال عمر . دو بوئيزين ( Duboisia ) ( سمى است ) الكالوئيدى است كاملا شبيه به هيوسيامين كه از گياه Duboisia Myoporoide از نباتات طايفه بادنجانيان كشيده مىشود . مصرف آن فقط به صورت سولفات خنثى است ، ملح بلورى آن در آب زياد محلولست . خواص پزشگى - جانشين آطروپين بطور ميدرياتيك به شكل داروى چشمى مصرف مىشود . از داخل در بيمارى Basedow مسكن بوده ، در تحريكات ديوانگى وافليجى هاى سخت نيز دستور داده اند . استحصالات داروسازى و مقدار خوراك - سولفات آن را از داخل از ربع ميليگرم تا يك ميليگرم بطور گرانولهاى ربع ميليگرمى و تزريقات زير پوستى به همين مقدار . از خارج بطور داروى چشم 5 سانتى گرم آن در مقدار 10 گرم آب . دو اوتال ( Duotal ) به كربنات دو گاياكل مراجعه شود . آب اكسيژنه آب اكسيژنه افيسينال يك محلول آبى است از بى اكسيد ديدروژن - تيتر آن عبارت از اين است كه در تحت اثر گرما وعوامل ديگر آن را تجزيه كرده و مطابق 10 برابر حجمش اكسيژن متصاعد نمايند ( بنام آب اكسيژنه 10 حجمى ) مايعيست بيرنگ ، بى بو بامزه فلزى و با اثر اندكى ترش ( كه اين ترشى اثريست از اسيديكه براى نگاهدارى آن به كار برده شده است ) در بالاتر از 30 زينه تجزيه شده اكسيژن متصاعد مىكند . در سردى نيز با مجاورت فيبرين خون تجزيه مىشود . عدم توافق - بعضى گردها ، زغال پراكسيد دو فر ومنيزى ، كه با مجاورت ساده تجزيه مىشود ولى اين گرد ها اگسيده ميشوند ، اكسيد كروميك ، آهن ، برات دو سود وغيره كه آن را خراب نموده اكسيده ميشوند ، اكسيد كروميك ، آهن ، برات دو سود وغيره كه آن را خراب نموده اكسيده ميشوند ، بالاخره پاره از اكسيدانها مثل پرمنگات دو پطاس آن را تجزيه نموده و خود آنها اكسيژن خود را از دست ميدهند . خواص پزشگى - از داخل كمى بطور antiemetisant برضد قى آمدنهاى عصبى هيسريك ها يا آبستنى ها و يا براى شدت دادن رژيم شيرى ( درسوء هاضمه ها ) و همچنين براى درمان گاستر وآنتريت وباى كودكان دستور ميدهند . - از خارج بويژه : الف - بند آورنده خون موضعى در خون دماغ و خون آمدنهاى دندانى وزخمهائى كه