الشيخ الصدوق ( مترجم : مستفيد و غفاري )
مقدمة 7
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
است . او در طريق اين سفر در شعبان همان سال وارد نيشابور شد ، و از گروهى از مشايخ آن سامان حديث شنيد كه از جمله ايشان ابو على حسين بن احمد بيهقى است كه در خانهء خود برايش حديث گفت ، همچنين عبد الواحد بن محمد بن فضل بن محمد بن اسحاق مذكر نيشابورى معروف به ابى سعيد معلم ، و نيز ابو الطّيّب حسين بن احمد بن محمد رازى ، و عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب السجزىّ همگى براى او نقل حديث كردند . و باز در نيشابور ابو نصر احمد بن الحسين بن احمد بن عبيد الضبّي المروانىّ النيشابورى براى او حديث گفت . همچنين در مرورود گروهى براى او نقل حديث كردند ك از جملهء آنان ابوالحسن محمد بن على بن الشاه فقيه مرورودى ، و ابو يوسف رافع بن عبد الله بن عبد الملك بوده اند . آن بزرگوار در همان سال به بغداد رفت و از جمعى از مشايخ آن ديار نيز استماع حديث نمود و نيز آن بزرگوار وارد شهرهاى كوفه ، فَيْد ، ماوارء النهر ، بلخ ، سمرقند ، و فرغانه شده و از مشايخ آن ديار استماع حديث نموده است . ولادت مؤلف - رحمه الله - : ما بدرستى از سال ولادت او آگاه نيستيم و هيچيك از شرح حال نويسان نيز آن را مشخص نكرده اند ، اما از كتاب خود او بنام كمال الدين ، و كتاب غيبت شيخ طوسى و فهرست نجاشى چنين بر مىآيد كه تاريخ ولادت او پس از فوت محمد بن عثمان العمرى دومين نفر از سفراى چهارگانه امام زمان عليه السلام بوده است ، سال 305 هجرى در اوائل سفارت ابى القاسم حسين بن روح ( سومين سفير از سفراى چهارگانه ) شيخ صدوق گويد : ابو جعفر محمد بن على بن الأسود براى ما روايت كرده گفت : على بن حسين بن موسى بن بابويه - پدر مؤلف - پس از وفات محمد بن عثمان العمرى - رضى الله عنه - از من درخواست كرد كه از حسين بن روح بخواهم تا از مولايمان امام زمان عليه السلام خواهش كند آن حضرت دعا كند و از خداوند عزوجل بخواهد كه فرزند پسرى نصيب او گرداند ، گويد : من اين خواسته را بجا آوردم ، و او نيز بنوبهء خود پنهانى آن را گزارش داد ،