محمود الشهابي الخراساني

50

ادوار فقه ( فارسي )

5 - كتاب خمس در اين كتاب 3 آيه مورد استناد و استفاده است : 1 - آيهء 41 ، از سورهء انفال * ( وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّه - خُمُسَه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ - السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِالله وَما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَالله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * . بحث در اين آيه زير عنوان سه قسم قرار داده شده است : قسم اول در ذيل اين قسم معنى غنيمت بيان گرديده بدين خلاصه غنيمت در اصل بمعنى فائده و زائده ايست كه اكتساب شده باشد ليكن گروهى اصطلاح قرار داده‌اند كه آن چه از كافران بىجنگ گرفته شود فيئى و آن چه با جنگ و قتال گرفته شود غنيمت است اصحاب ما و شافعى را همين مذهب است برخى هم گفته‌اند هر دو را يك معنى است . . اما در باب خمس اصحاب ما معنى غنيمت را تعميم داده و بر ارباح تجارات و زراعات و صناعات كه بر مخارج ساليانه افزون باشد و بر كنوز و معادن و غوص و حلال مخلوط به حرام كه مالك آن شناخته نباشد و قدر حرام هم معين نباشد و هم بر زمينى كه كافر ذمى از مسلم بخرد و بر غنائم دار الحرب شامل دانسته‌اند ليكن بمذهب فقها ( ائمهء اهل سنت ) غنيمت به همان غنائم دار الحرب اختصاص دارد جز اين كه شافعى در خصوص معادن ذهب و فضه نيز خمس را واجب دانسته و ابو حنيفه در خصوص معادنى