محمود الشهابي الخراساني
142
ادوار فقه ( فارسي )
آنگاه در ذيل دو آيه چنين افاده كرده است « به اين دو آيه و نظائر اينها بر اين استدلال مىشود كه حرف ايجاب شايستهء اقرار است و « بلى » ايجاب است پس از نفى و « نعم » تقرير ما سبق مىباشد ، اگر نفى باشد نفى و اگر ايجاب باشد ايجاب ، و از اين رو ابن عباس در آيهء دوم گفته است اگر گفته بودند « نعم » كافر مىشدند چه مفادش اين بود كه آرى تو پروردگار ما نيستى » پس از آن بر اين مطلب نظر وارد كرده و گفته است « اهل عرف « نعم » را به جاى « بلى » به كار مىبرند چنان كه شاعر گفته است : أليس الله يجمع ام عمرو و إيانا ؟ فذاك بنا تدان نعم و ترى الهلال كما اراه و يعلوها النهار كما علانى و حق به نظر من اينست كه اگر كلام از اهل لغت صدور يابد اقرار نيست و اگر از اهل عرف صادر شود اقرار است . » از جمله چهار فائده كه فاضل در اينجا آورده اينست كه آيهء چهارم بر وجوب اقرار به حقى كه بر مقر لازم است دلالت دارد .