محمود الشهابي الخراساني

106

ادوار فقه ( فارسي )

مىآمده بى نصيب مىبوده‌اند و كسى كه يكى از تيرهاى سهم دار به نامش بيرون مىآمده نصيب معين همان تير را مىبرده و آن نصيبها را به فقيران مىداده و خود چيزى از آن نمىخورده و به اين كار افتخار مىداشته‌اند و كسانى را كه در اين قمار با ايشان به بازى نمىآمده سرزنش مىكرده و او را « برم » ( بخيل و لئيم ) مىناميده‌اند . بعضى از فضلاء ( ابن حاجب ) اسماء قداح ( تيرها ) را در اشعار ذيل آورده است : هى فذ و توام و رقيب ثم حلس و نافس ثم مسبل و المعلى و الوغد ثم سفيح و منيح و ذى الثلاثة تهمل و لكل مما عداها نصيب مثله ان تعدّ اوّل اوّل اين بود ترجمهء آن چه فاضل آورده است . در تفسير صافى از كتاب فقيه ( من لا يحضر ) و تهذيب بنقل از على بن ابراهيم از حضرت جواد اين مضمون آورده شده است « در زمان جاهلى ده تن شريك مىشدند و شترى را به شركت مىخريدند و به وسيلهء قداح به استقسام آن مىپرداختند ( آنگاه نامهاى تيرها را بر شمرده پس از آن گفته است ) تيرها را بين آن ده تن به جولان مىآورده‌اند پس هر كس تيرى بى سهم به نامش بيرون مىآمده يك سيم قيمت شتر به عهده او مىافتاده اين كار تكرار مىشده تا سه سهم بى نصيب بيرون مىآمده و صاحبان آنها بدان قيمت شتر محكوم مىشده‌اند » . آنگاه صاحب تفسير صافى چنين گفته است . « . من مىگويم معنى تجزيهء شتر بده جزء تجزيهء قيمت آن بوده چنان كه در روايت حضرت جواد ( ع ) است نه تجزيهء گوشت آن » . 6 - آيهء 61 ، از سورهء نور * ( لَيْسَ عَلَى الأَعْمى حَرَجٌ وَلا عَلَى الأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا ) *