مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

727

الفاروق ( فارسي )

- بخارى ج 3 ص 233 عمرو بن خالد حرانى . . . . . از ابو اسحاق روايت مىكند : شخصى از براء بن عازب پرسيد : يا ابا عماره ( كنيه براء بن عازب ) در جنگ حنين فرار كرديد ؟ جواب داد ، ما بله ، اما به خدا قسم رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرار نكرد ، علت اين بود كه جوانان اصحاب بدون سلاح و زره به طرف دشمن حمله كردند ، هوازن هم جمعى از تيراندازان حرفه‌اى را در اختيار داشتند ، كه شروع به تيراندازى كردند ، هيچيك از تيرهاى آنان خطا نمىرفت ، اين بود كه اصحاب همگى گريختند ، تيراندازان به طرف رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم هجوم بردند ، حضرت سوار بر قاطر سفيد كه افسار آن دست ابوسفيان بود ، با دشمن مىجنگيد و رجز مىخواند : انا النبى لا كذب انا بن عبد المطلب تا آنكه اصحاب دوباره صف كشيدند . - بخارى ج 4 ص 28 ابن اكوع . . . . از ابو اسحاق رايت مىكند : شخصى از براء بن عازب پرسيد آيا در جنگ حنين فرار كرديد ؟ گفت ما ، چرا ، اما رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم ، نه ، آن روز حضرت سوار بر قاطر سفيدش كه افسار آن را ابوسفيان مىكشيد ، بود كه مشركين حمله كردند حضرت پياده شد و مىجنگيد و چنين رجز مىخواند : انا النبى لا كذب انا بن عبد المطلب ( من براستى و به حقيقت پيامبرم من فرزند عبد المطلبم ) ( آنهائى كه مىگويند پدران پيامبر صلى الله عليه وآله مشرك بودند ، آيا مىتوانند بگوئيد كه پيامبر به جد مشرك خود افتخار مىكند ؟ ! مسلمانان هرگز روزى سخت از روز جنگ حنين به خود نديده بودند . ( ابوسفيان در اينجا ، ابوسفيان معروف نيست ، بلكه از پسر عموهاى پيامبر صلى الله عليه وآله است ) - بخارى ج 5 ص 98 محمد بن كثير از سفيان از ابو اسحاق روايت مىكند : شخصى از براء بن عازب پرسيد : تو هم در جنگ حنين فرار كردى ؟ گفت : من آن روز شاهد بودم كه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرار نكرد . افراد مقدم سپاه اسلام عجله كردند ، هوازن آنها را تيرباران نمودند ، ( كه همگى فرار كردند ) اما حضرت همانطور كه افسار قاطرش بدست ابوسفيان بود ، رجز مىخواند :