مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

672

الفاروق ( فارسي )

عبدالله . . . . . . از جابر روايت مىكند . پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم هنگام وفات فرمود : كاغذى خواست تا چيزى بنويسد كه هرگز گمراه نشوند ، عمر مخالفت كرد و آن را به گوشه‌اى انداخت . مخالفت عمر و حزب قريشى او با وصيت پيامبر صلى الله عليه وآله ! ! - مجمع الزوائد ج 9 ص 33 جابر مىگويد : حضرت پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم هنگام وفات دستور داد كاغذى بياورند تا نامه‌اى بنويسد كه هرگز بعد از آن كسى گمراه نشود ، عمر بن خطاب مخالفت كرد ، و آن را به كنارى انداخت . احمد هم اين روايت را نقل كرده است . و از عمر بن خطاب روايت شده : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بيمار شد ، فرمود : كاغذ و دواتى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز بعد از آن گمراه نشويد . عمر مىگويد ، من اصلا دلم نمىخواست چنين چيزى نوشته شود ، دوباره حضرت فرمود : كاغذ و دوات بياوريد ، زنان از پشت پرده صداى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را كه شنيدند ، گفتند مگر نمىشنويد ؟ عمر گفت : شماها مانند زنان و كنيزان يوسف هستيد ، تا رسول خدا مريض است ، برايش اشك مىريزيد ، سالم كه شد ، برگردنش سوار مىشويد ، حضرت فرمود : آنها را رها كنيد ، آنها از شما بهترند . * * عمر ادعا مىكند : پيامبر صلى الله عليه وآله به مقام بلندش اعتراف كرده ، بگونه‌اى او را از مقام نبوت هم بالاتر برده است ! ! * * * عمر همدوش و همگام پيامبر صلى الله عليه وآله ! ! عمر چون پيامبر صلى الله عليه وآله با ملائكه سخن مىگويد ! ! - بخارى ج 4 ص 149 عبد العزيز بن عبدالله . . . . . از ابو هريره روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : در ميان امتهاى گذشته كسانى بودند كه با ملائكه سخن مىگفتند ، اگر در اين امت هم باشد قطعا عمر بن خطاب خواهد بود . - مسلم ج 7 ص 114