مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

143

الفاروق ( فارسي )

35779 - ابو امامة بن سهل بن حنيف مىگويد : عمر مدتى از بيت المال استفاده نكرد تا آنكه در مضيقه مالى قرار گرفت و بدنبال اصحاب رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرستاد و گفت من بخاطر امر حكومت از كار و كسب بازمانده‌ام ، شما چه مىگوئيد ؟ عثمان بن عفان گفت : از بيت المال هم بخور و هم به ديگران بده . سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل همين را گفت . از على عليه السلام سؤال كرد حضرت فرمود : فقط صبح و شام از بيت المال بخور ، عمر هم همين كار را كرد . - كنز العمال ج 12 ص 565 35780 - سعيد بن مسيب مىگويد : عمر با اصحاب رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم در باب استفاده از بيت المال مشورت كرد ، على عليه السلام فرمود : فقط براى صبح و شب از آن مىتوانى بخورى ، عمر هم پذيرفت . مىگويند در مصرف از بيت المال ميانه‌روى مىكرد - كنز العمال ج 12 ص 565 ابن عمر ( پسر عمر ) مىگويد عمر خرج خودش و اهل و عيالش را از بيت المال برداشته و در تابستان ( هنگام تقسيم لباس ) لباس نو مىپوشيد و گاهى اوقات لباس پاره مىپوشيد و آن را وصله مىزد ولى جاى آن لباس ديگرى نمىپوشيد تا وقت آن برسد ( كنايه از اينكه وقت تقسيم لباس برسد ) لباس او در هر سال جديد مانند لباس سال گذشته‌اش بود ، حفصه ( دخترش ) در اين مورد با او صحبت كرد ، گفت : من از بيت المال مسلمين لباس برمىدارم ، لذا همين مقدار بيشتر به من نمىرسد . - كنز العمال ج 12 ص 565 محمد بن ابراهيم مىگويد : عمر بن خطاب روزى دو درهم براى خرج روزانه خود و عيالش از بيت المال برمىداشت و براى حج صد و هشتاد درهم خرج مىكرد . مىگويند ابوبكر وصيت كرد آنچه از بيت المال برداشته برگردانند ولى اين كار را نكردند حسن روايت مىكند : هنگامى كه ابوبكر به خلافت رسيد براى مردم خطبه خواند . . . فرداى آن روز به طرف بازار مىرفت كه عمر را ديد . پرسيد كجا مىروى ؟ گفت بازار ( براى كاسبى ) عمر گفت : تو ديگر آنقدر كار دارى كه به بازار نمىرسد ( امور خلافت را بايد انجام دهى ) ابوبكر گفت سبحان الله يعنى از خرج زن و بچه‌ام باز بمانم ؟ ! عمر گفت به اندازه معمول از بيت