الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
357
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
پس اگر بگويد چرا وقت حج دهم ذى حجه قرار داده شد بايد در جواب گفته شود از براى آنكه خدا دوست داشت كه به اين عبادت در ايام تشريق عبادت كرده شود و اين ايام اول وقتى بود كه ملائكه حج گزاردند و طواف كردند پس خدا اين وقت را سنت قرار داد و معين كرد تا روز قيامت اما پيغمبران از آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلوات الله عليهم و غير ايشان از ساير پيغمبران در اين وقت حج كردند پس در اين وقت در ميان اولاد ايشان سنت شد تا روز قيامت پس اگر بگويد چرا مردم مأمور باحرام شدند بايد در جواب گفته شود از براى آنكه خاشع شوند پيش از دخول حرم خدا و محل امن او و از براى اينكه مشغول نشوند بلهو و چيزى از امر دنيا يا زينت دنيا و لذات دنيوى و جهدكننده باشند در آن عملى كه از براى آن عمل آمدهاند و قصد كنند آن عمل را و مجموع روى به آن بروند با اينكه در احرام است تعظيم خدا و پيغمبر او و تذلل كردن بندگان در وقتى كه قصد خدا را كردهاند و بمحض خلوص رفتن بسوى خدا در حالتى كه به ثواب او اميدوار هستند و از عقاب او ترسان و هراسان باشند و گذشتگان بسوى او و روكنندگان به او باشند بذلت و خضوع و مسكنت و صلى الله على محمد و آله . از على بن محمد بن قتيبه نيشابورى مروى است كه گفت چون اين علل را از فضل بن شاذان شنيدم به او گفتم خبر بده مرا از اين علتها كه آيا از استنباط و استخراج خودت بود و اينها از نتيجه هاى عقل تو بود يا اينكه اينها را شنيدهء و از امام روايت كرده به من گفت كه من نميدانم مراد خدا را از واجبات او و نميدانم مراد پيغمبر را از شرع و سنت او و اين علتها را از نزد خود نميگويم بلكه اينها از مولاى خود حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا ( ع ) مرتبه بمرتبه شنيدم و اندك اندك اينها را جمع كردهام ، من به او گفتم كه من اينها را بتوسط تو از حضرت رضا ( ع ) روايت كنم گفت بلى و محمد بن شاذان از فضل بن شاذان روايت كرده است كه گفت من اين علل را بتفرقه از مولاى خود حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا ( ع ) شنيدم و اينها را جمع كردم و تأليف نمودم . باب سى و چهارم « در ذكر آنچه كه آن جناب بمأمون نوشته است در معنى دوستى اسلام و شرايع دين و » « بعضى اخبار آن جناب » از فضل بن شاذان مروى است كه گفت مأمون از حضرت على بن موسى الرضا ( ع )