الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
330
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
بدون حليت اموال مردم را تصرف نكنند و از آن جهت است كه با دست راست خود بيشتر مباشر عمل دزدى مىشود . علت حرمت غصب كردن اموال و گرفتن آن را بدون مستند حليت آنست كه انواع فساد بر آن مترتب شود و اين مفاسد حرام است چه اين مفاسد از قبيل فنا كردن هر يك از مردم است ديگرى را به جهت غصب اموال و غير از اين مفسده از ساير مفاسد . دزدى از اين جهت حرام شده است كه اگر مباح بودى اموال فاسد شدى و جانهاى مردم در معرض تلف بودى و چون خواهند از يك ديگر غصب اموال كنند يك ديگر را ميكشند و منازعه ميكنند و حسد بر يك ديگر مىبرند و تجارت و صنعت متروك شود و كسى كسب نميكند زيرا كه بنا بر اين آن مال كه كاسب كسب كرده است از ديگران به آن سزاوارتر نيست . علت اينكه زنا كار را به سختى و شدت تازيانه بر بدنش زنند آنست كه با آن بدن مباشر زنا شده است و به تمام اين بدن از زنا لذت حاصل نموده پس زدن تازيانه به جهت عقوبت و مكافات عمل او و عبرت ديگران است چه اين تازيانه زدن بزرگترين جنايتها باشد . علت اينكه هشتاد تازيانه بايد زد كسى را كه نسبت زنا يا لواط به كسى دهد و يا آنكه شراب خورده باشد آنست كه بر نسبت دادن بزنا مترتب شود نفى ولد و قطع نسل و رفتن نسب و همچنين است شارب الخمر زيرا كه چون شراب خورد هذيان گويد و چون هذيان گويد افترا بندد پس بر او واجب شود حد كسى كه افترا بر كسى بندد مانند كسى كه نسبت زنا به كسى دهد . علت كشتن مرد زنا كار و زن زنا كار را بعد از سه مرتبه جارى كردن استخفاف و سهل انگارى كردن آنهاست حد را و به جهت كمى مبالات آنهاست به حد تا اينكه گويا اينها را در عمل زنا اذن دادهاند و سر خود خواهند بود . علت ديگر اينست كه كسى كه خدا و يا حد خدا را استخفاف كند و خوار شمرد كافر است پس قتل او واجب است زيرا كه داخل در كفر شده . علت حرام بودن مردان بر مردان يعنى لواط و حرام بودن زنان بر زنان يعنى مساحقه كردن آنست كه حقتعالى در آفرينش زنان و مردان گويا آنها را با يك ديگر مركب قرار داده يعنى زنان را از براى مردان خلق كرده و بر طبق طبع مردان مقرر داشته است يعنى در اصل آفرينش و وضع خلقت بنى آدم زنان را به جهت رغبت و ميل مردان آفريد و اجزاء آنها را مناسب ميل مردان گردانيد و جهت ديگر آنكه اگر جايز باشد مردان با يك ديگر لواط كنند و يا اينكه زنان با يك ديگر مساحقه كنند سبب انقطاع نسل و فساد تدبير در نظم عالم و خوردنى دنيا شود . حقتعالى گوشت گاو و گوسفند و شتر را حلال كرد به جهت بسيارى آنها و امكان وجود