الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

326

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

* ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * بر آن بخوانند زيرا كه حقتعالى بر خلق خود واجب كرده است كه بر او اقرار كرده و ذكر او كنند در هنگام ذبح كردن ذبيحهاى حلال و از اين جهت است كه مساوى نشود ميان چيزى كه باعث تقرب به او جل اسمه شود و چيزى كه باعث پرستش بتان و شياطين شود زيرا كه در بردن نام خدا است اقرار بربوبيت و وحدانيت او و در بردن نام غير خدا است شرك به خدا و تقرب به غير او پس بردن نام خدا هنگام ذبح كردن و بردن نام غير او در آن هنگام فارق ميان حلال و حرام شود كه اول حلال و ثانى حرام باشد . حرام كرده است درندگان وحوش و طيور را از اين جهت كه لاش مرده و گوشت انسان و غايط و مانند آن ميخورند پس از اين جهت حقتعالى قرار داد دلائل و علامات در وحوش و طيور از براى آنكه فارق باشد ميان حلال و حرام گوشت آنها چنانچه پدر بزرگوارم ميفرمايد كل ذى ناب من السباع و ذى مخلب من الطير حرام و كل ما كانت له قانصة من الطير فحلال ) * يعنى هر صاحت نيش از درندگان و هر صاحب چنگال از پرندگان حرام است و هر پرندهء كه از براى آن قانصه باشد يعنى چينه دان داشته باشد حلال است و علت ديگرى كه باعث فرق شود ميان حلال از پرنده و حرام از آن قول حضرت ( ع ) است كه فرمود كل ما دفّ و لا تأكل ما صفّ ) * بخور از پرندهء گوشت آن پرنده كه در حين پريدن بالهاى خود را حركت دهد ( چون كبوتر ) و نخور از آن پرندهء كه در وقت پريدن بالهاى وى حركت نميكند ( چون كركس ) . و حرام گردانيده خرگوش را زيرا كه آن بمنزله گربه اى است و او را چنگال چون چنگالهاى گربه و درندگان وحوش است پس خرگوش را خدا مانند درندگان قرار داد با اينكه خرگوش در نفس او نجاستى هست زيرا كه در آن خون به مثل خون زنان است كه مقصود خون حيض و استحاضه و نفاس است به اين جهت كه حيوانى است كه مسخ شده است . علت حرام گردانيدن ربا و نهى كردن خدا از آن اينست كه در ربا است فساد اموال زيرا كه چون انسان يكدرهم را به دو درهم خريد ثمن اين درهم كه خريده است يكى از آن دو درهم است كه داده پس يكى از آن دو درهم را لغو و عبث داده و از اين جهت مال خود را فاسد كرده پس بيع و شراء ربا در هر حال و هر قسمى نقصان است بر مشترى و بر بايع يعنى نقصان يا بر مشترى خواهد بود يا بر بايع و حقتعالى از آن منع كرده است بسبب فساد اموال چنان كه منع كرد كه مال سفيه را به خودش دهند تا وقتى كه رشيد شود و اين از آن جهت است كه ترسيده مىشود بر او از اينكه اين مال را فاسد كند و به اين سبب خدا حرام كرد ربا و فروختن يكدرهم را به دو درهم و ليكن در صورتى كه دست بدست كنند يعنى عين او را بدهد و عين مثل آن را بگيرد اما در غير از آن قسم از فروضات ديگر ميتوان صحيحش نمود و مقصود از دست بدست آنست كه نقد معامله كنند اما نسيه بعد از