الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

316

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

اى بندگان من و كنيزان من هر آينه حرام ميگردانم بر شما آتش را چنان كه شما از براى من محرم شديد پس بندگان خدا عرض كنند لبيك اللهم لبيك ) * از جهت جواب دادن حقتعالى كه ايشان را ندا كرده است . از حسين ابن خالد از حضرت ابى الحسن الرضا ( ع ) مروى است كه گويد به آن جناب عرض كردم كه چون حاجيان ذبح ميكنند يك بدنه كه شتر است از چند نفر مجزى است ؟ فرمود از يكنفر عرض كردم بقره از چند نفر مجزى است ؟ فرمود از پنج نفر مجزى است هر گاه اين پنج نفر شريك خرج بوده و از يك خوان غذا بخورند عرض كردم چگونه شد كه يك بدنه مجزى نيست مگر از يكنفر و بقره مجزى است از پنج نفر ؟ فرمود به جهت اينكه در بدنه علت و سببى است كه در بقره نيست زيرا كه كسانى كه قوم موسى را بگوساله پرستيدن امر كردند پنج نفر بودند و از اهل يك خانه بوده و بر يك خان غذا ميخوردند و ايشان اذينويه و برادرش هيدويه و پسر برادرش و دختر و زنش بودند و ايشان بودند كه امر كردند به پرستيدن گوساله و ايشان بودند كه بقره را كه خدا امر به ذبح آن نموده بوده ذبح كردند . از حسين بن خالد مروى است كه گفت به حضرت ابى الحسن الرضا عرض كردم بچه جهت است كه حاجيان را چهار ماه گناه نوشته نشود فرمود به جهت اينكه حقتعالى مباح گردانيد و مهلت داد مشركين را در چهار ماه ، حرام چه ميفرمايد * ( فَسِيحُوا فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ) * پس اى مشركان سير كنيد در زمين و هر جا كه خواهيد برويد و بيائيد و ايمن باشيد از تعرض مسلمانان در زمين تا چهار ماه پس از اينجا است كه حقتعالى گناهان آن مؤمنان را كه در اين چهار ماه حج خانهء خدا كنند ببخشيد يعنى چون مشركان عهدى كه بسته بودند نقض كردند خدا در اين چهار ماه جهاد را حرام كرد تا در فهم خود تدبيرى كنند پس چون گناهى از ايشان صادر مىشود نوشته نشود زيرا كه اگر خدا قتال را در اين مدت حرام نكرده بود مشغول بجهاد ميبودند كه از اعظم عبادات است . از جعفر بن عقبه از حضرت على ( ع ) مروى است كه آن جناب فرمود على ( ع ) بعد از آنكه از مكه هجرت كرد شب را در مكه زيست نميكرد تا اينكه وفات كرد راوى گويد عرض كردم اين از چه جهت بود فرمود ناخوش ميداشت كه شب را بيتوته كند و بسر برد بزمينى كه از آن زمين هجرت كرده بود و طريقهء آن بزرگوار اين بود كه نماز عصر را در مكه ميگذارد و از مكه بيرون ميرفت و شب را در غير آن زمين بسر ميبرد . از حسين بن خالد مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) سؤال كردم از مهر السنه كه چرا مهر السنه پانصد درهم شد فرمود كه حقتعالى بر خود لازم نمود كه تكبير نگويد مؤمنى صد تكبير و الحمد لله ) * نگويد صد مرتبه و سبحان الله ) * نگويد صد مرتبه و لا إله الا الله ) * نگويد صد مرتبه و صلوات بر محمد و آل محمد نفرستد صد مرتبه پس از آن نگويد