الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

294

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

الله ولى و عصمتى من خلقه ) * و نقش انگشتر حضرت موسى بن جعفر حسبى الله ) * بود . حسين بن خالد راوى حديث گويد كه حضرت رضا ( ع ) كف دست مباركش را پهن كرد و خاتم پدر بزرگوارش در دستش بود و نقش حسبى الله ) * را به من نماياند و در غير اين حديث روايت شده است كه نقش انگشتر على بن الحسين ( ع ) اين بود خزى و شقى قاتل - الحسين بن على ( ع ) ) * « مترجم گويد » ميتوان جمع كرد ميان اين دو خبر باينكه على بن - الحسين ( ع ) را دو انگشتر ميبود يكى انگشتر پدر بزرگوارش و ديگر انگشترى كه خزى و شفى قاتل الحسين بن على ) * بر آن نقش بود . از على بن اسباط مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) شنيدم كه از پدران خود از على ( ع ) حديث ميكرد كه رسول خدا فرمود از مثلهاى پيغمبران چيزى باقى نمانده است مگر گفته مردم اذا لم تستحى فافعل ما شئت ) * يعنى اگر حيا نكنى و از ننگ و عار نترسى هر گونه عملى كه خواهى بكن زشت باشد يا زيبا حضرت رضا ( ع ) بتوسط آباء امجاد خود از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده است كه آن جناب فرمود رسول خدا ( ص ) فرمود جبرئيل به من خبر داد از جناب رب جليل كه خداى يگانه فرمود على بن ابى طالب ( ع ) حجت من است بر خلق من و رواج دهنده است دين مرا از صلب او پيشوايانى بيرون آورم كه امر من به آنها قائم شود يعنى حجت من بر خلق باشند و به راه من دعوت كنند خلق را و بسبب ايشان عذاب يا بلا را از بندگان و كنيزكان خود دفع كنم و بسبب ايشان رحمت خود را فرو فرستم . از ريان بن صلت مروى است كه گفت به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم يا ابن رسول الله نسبت به قرآن چه ميفرمائى فرمود قرآن كلام خدا است از آن نگذريد و هدايت را در غير آن طلب نكنيد كه گمراه خواهيد شد . حسين بن على بن فضال از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده است كه آن جناب فرمود مائيم آقايان و بزرگان در دنيا و پادشاهان در آخرت . حضرت رضا ( ع ) از پدر بزرگوارش از پدرانش از على ( ع ) از نبى ( ص ) روايت كرده است كه آن جناب فرمود هر كس مجرور كند او را نظر كردن بقضيب احمر كه حقتعالى بيد قدرت خود آن را كشته است و بخواهد به آن متمسك شود بايد على و امامان از اولاد او را دوست بدارد همانا ايشان باشند برگزيدگان خدا و اختيارشدگان او و ايشان باشند كه معصوم و محفوظ باشند از هر گناه و خطائى « مترجم گويد » كه مقصود از قضيب احمر شايد درختى باشد كه در بهشت باشد و يا مقصود چوبدستى پيغمبر است كه او را ممشوق گويند چه هر كس به آن متمسك شود البته ناجى خواهد بود و در بعضى از نسخ لفظ ياقوت نيز دارد و اين مؤيد احتمال او است و الله العالم