الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
418
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
خلافت را ارث مىبرند و عمو را سهمى نيست و بدون سهم گذاشته شده است يعنى عباس هيچ سهمى از پسر برادر خود رسول خدا ( ص ) به ارث نميبرد تا منتقل شود به اولاد او و آزاد كرده شده را چه كار است با ميراث بردن يعنى عباس كه امان داده شده رسول خدا است از چه جهت ارث بر او رواست و جز اين نيست كه عباس كه امان داده شده است از ترس شمشير بپيغمبر ايمان آورد و به خدا سجده كرد و بتحقيق كه قرآن با آن فضيلت ترا خبر داده است و فرمان لازم الاذعان از فرامين حقه جريان يافته است كه فرزند فاطمه زهرا ( ع ) كه اسم مبارك او عظيم است بكرم ميراث را از فرزندان اعمام رسول خدا ( ص ) و فرزند نتله باقى ماند در حالتى كه ايستاده بود و به طرف يمين و شمال خود نظر ميافكند يعنى بدون ميراث ماند و چيزى نداشت و مرثيه ميخواند و رحمهاى او اعانت او ميكردند . « مترجم گويد » شايد نتله بتاء دو نقطه فوقانيه اسم مادر عباس و يا پدر مادر عباس باشد چه نتله را اسم مردان ميناميدند چنانچه در قاموس است . از عبد اللَّه بن مغيره مروى است كه گفت از حضرت رضا ( ع ) شنيدم كه ميفرمود . انك في دار لها مدة يقبل فيها عمل العامل أ لا ترى الموت محيطا بها يكذب فيها امل الامل تعجل الذنب لمن تشتهى و تامل التوبة في القابل و الموت يأتي اهله بغتة ما ذا بفعل الحازم العاقل ) * يعنى تو در خانهء باشى كه از براى آن خانه مدتى و زمانى باشد كه عمل عملكننده در آن مدت قبول مىشود آيا به آن مدت نميبينى كه مرگ احاطه كرده و آن زمان قليل را فرا گرفته است و در اين مدت آرزوى آرزوكننده را دروغ مىكند و آن آرزو بر نميايد و در اين مدت مىشتابانى چيزى و شهوت تو غلبه بر آن كند و ميل نفسانى تعلق گيرد و بعد از آن توبه را آرزو ميكنى و حال اينكه موت بناگاه بر اهل خود وارد مىشود چه باكست از مرگ عمل شخص زيرك كاردان عاقل را . از احمد بن حسين كاتب ابى فياض از پدرش مروى است كه گفت ما در مجلس حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) حاضر بوديم كه مردى از برادرش شكايت كرد آن بزرگوار اين اشعار انشا فرمود . اعذر اخاك على ذنوبه و استر و غط على عيوبه و اصبر على بهت السفيه و للزمان على خطوبه و دع الجواب تفضلا و كل الظلوم الى حسيبه ) * يعنى معذور دار برادر خود را بر گناهانى كه از او نسبت به تو صادر شده است و عيبهاى