الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

91

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

نيز حضرت جعفر بن محمد بوسائط آباء خود از جد بزرگوارش على ( ع ) روايت كرده بطريق ديگر از ابن عباس مروى است كه چون جناب امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) از جنگ صفين مراجعت فرمود مرد پيرى از كسانى كه با آن جناب در صفين بود بر خواست و عرض كرد يا امير المؤمنين اخبار كن مرا از اين رفتن ما در صفين آيا به قضا و قدر حقتعالى 38 - بود و ليكن حضرت رضا ( ع ) در روايت ديگر بوسائط آباء خود از جدش على بن الحسين روايت كرده كه مردى از عراق بر امير المؤمنين وارد شده عرض كرد اخبار كن مرا از بيرون رفتن ما بسوى اهل شام آيا اين بقضاء و قدر حقتعالى بود فرمود بلى اى شيخ سوگند به خداوند كه بالا نرويد به هيچ فرازى و فرود نيائيد به هيچ نشيبى مگر به قضا و قدر حقتعالى شيخ عرض كرد يا امير المؤمنين از نزد خداوند گمان دارم زحمت و مشقت خود را يعنى هر عملى از بنده صادر مىشود خدا مىكند فرمود آهسته باش اى شيخ گمان مىكنى كه قضا و قدر لازم و حتمى خداوند چنين باشد كه هر عملى كه واقع شود خداوند مقدر كرده باشد كه لا بد اين عمل واقع شود اگر چنين باشد ثواب و عقاب و امر و نهى باطل خواهد بود و معنى وعده ببهشت و وعيد بجهنم عاطل خواهد بود و بر بندهء بد كار ملامتى نباشد و بر بندهء نيكوكار ثنا و مدحى نباشد و بد رفتار سزاوارتر باشد بملامت از بندهء گناهكار و بندهء گناهكار سزاوارتر باشد چنان كه از شخصى نيكو كردار و اين عقيدهء بت پرستان و دشمنان خداوند سبحان و كسانى از اين امت باشد كه قائل باشند باينكه عمل بنده راجع به پروردگار است و بنده را در آن مدخليتى نيست و اين گفتگوى مجوس اين امت است . اى شيخ حقتعالى بنده را مكلف فرمود به اختيار خود و نهى فرمود به جهت ترسانيدن او و بر كسى كه عمل اندك قرار داده جزاى وافر كه عطا فرمايد و نافرمانى نكنند او را از روى قهر و غلبه و اطاعت نكنند او را از روى اكراه و اجبار و آسمان و زمين و آنچه در ميان زمين و آسمان است باطل نيافريده اين عقيده كافران است و بدا به حال ايشان كه جهنم سزاوار ايشانست پس شيخ برخاست در حالى كه اين اشعار به زبان جارى ساخت . انت امام الذى نرجو بطاعته يوم النجاة من الرحمن غفرانا اوضحت من ديننا ما كان ملتبسا جزاك ربك عنا فيه احسانا فليس معذرته في فعل فاحشة قد كنت راكبها فسقا و عصيانا لا لا و لا قائلا ناهيه او أوقعه فيها عبدت اذا يا قوم شيطانا و لا احب و لا شاء الفسوق و لا قتل الولى له ظلما و عدوانا انى يحب و قد صحت عزيمته ذو العرش اعلن ذلك الله اعلانا يعنى توئى امامى كه اميدواريم به جهت اطاعت او در روز قيامت از پروردگار آمرزش را واضح و معلوم كردى از دين آنچه مخفى و اشتباه بود خداوند ترا جزاى نيكو عطا كند در اين عمل تو از براى ما و عذرى نيست در عمل بدى كه من مرتكب شدم از روى فسق و معصيت البته عذرى نيست و گوينده نيستم نهىكنندهء فسق را كه او ساخت بنده را در معصيت