الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
73
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
را بنا گذاردم بسخن گفتن و مردم را به او دعوت نمودم زياد قندى و على بن ابى حمزه نزد من فرستادند و گفتند كه چه چيز ترا واميدارد باينكه اين گونه سخنان ميگوئى اگر مال ميخواهى ما ترا بىنياز ميكنيم و ضمانت كردند كه ده هزار دينار بدهند و به من گفتند كه ديگر اين نوع سخنان مگو من ابا و امتناع نمودم و به آنها گفتم كه ما از صادقين ( ع ) روايت كردهايم كه هر گاه بدعت ظاهر شد و كسى عالم است به آن بايد علم خود را ظاهر كند و اگر آنچه در آن باب ميداند اظهار نكند نور ايمان از او سلب مىشود و من زحمت و مشقت در امر خداوند را وانميگذارم پس به من بد گفتند و اظهار عداوت نمودند . از احمد بن حماد مروى است كه گفت يكى از كسانى كه متحمل امور آن حضرت موسى بن جعفر ميشدند و آن حضرت او را نصب كرده بود عثمان بن الرواسى بود و هميشه در مصر منزل داشت و نزد او هم مال بسيارى و شش نفر كنيز از آن جناب بود احمد گويد كه حضرت أبو الحسن الرضا ( ع ) نزد او فرستاد و مطالبهء اموال و كنيزكان را نمود عثمان به آن جناب نوشت كه پدر بزرگوارت وفات نيافته حضرت به او نوشت كه پدرم وفات يافت و ما ميراث او را قسمت نموديم و اين قدر خبر رسيده كه به صحت پيوسته موت آن حضرت و از براى او دليل بر وفات آن حضرت آورد احمد گويد كه عثمان نوشت به آن جناب كه اگر پدر بزرگوارت وفات نيافته است چيزى به تو نميرسد كه مطالبه كنى و اگر بنا بر آنچه خودت ميگوئى وفات يافته مرا امر نكرده است باينكه چيزى به تو بدهم و كنيزكان را آزاد كردهام و آنها را به شوهر دادهام . ( مصنف ) كتاب گويد كه حضرت موسى بن جعفر از كسانى نبود كه مال جمع كند و ليكن در زمان هرون الرشيد اين اموال از براى او جمع شد و دشمن او هم بسيار بود نميتوانست اين اموال را بمردم بدهد مگر بقليلى از كسانى را كه بر آنها اعتماد داشت كه كتمان سر ميكنند و بهارون خبر نميدهند كه موسى بن جعفر ( ع ) بمردم مال ميدهد پس به اين سبب اين اموال نزد او اجتماع يافت و آن جناب ميخواست بر گردن خود ثابت نكند گفته كسانى را كه بد گوئى آن جناب را نزد هارون مينمودند و مىگفتند كه اموال از براى موسى بن جعفر حمل مىشود از اطراف و اعتقاد بامامت او دارند و هارون اين مطلب را حمل كند باينكه ميخواهد خروج كند و اگر اين مطلب نبود و آن جناب تفريق ميكرد اين اموال را كه در نزد او جمع شده بود و به فقرا مىبخشيد علاوه بر اينكه اين اموال از فقرا نبود و اين اموالى بود كه دوستان آن جناب به او رسانيده بودند به جهت اكرام و احترام و به جهت نيكى و احسان به آن حضرت عليه آلاف التحية و الثناء . « باب يازدهم » « در ذكر اخبارى كه از حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) در توحيد وارد شده است » 1 - از ياسر خادم مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا ( ع )