الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
68
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
( مصنف ) گويد كه من اين اخبار را در اين كتاب ضبط و ثبت نمودم به جهت رد بر واقفيه بر موسى بن جعفر ( ع ) چه اين طايفه را گمان ميرسد كه موسى بن جعفر ( ع ) زنده است و منكرند امامت حضرت رضا ( ع ) را و همچنين سائر ائمه بعد از حضرت رضا ( ع ) را قبول ندارند و اگر به صحت پيوست وفات موسى بن جعفر ( ع ) مذهب اين طايفه باطل خواهد شد و اين طائفه را ايرادى بر اين اخبار است و آن ايراد اينست كه ميگويند حضرت صادق ( ع ) فرموده است كه امام را كسى غسل نميدهد مگر امام و اگر حضرت رضا ( ع ) امام بود چنانچه شما در اين اخبار ذكر كرديد پس چرا موسى ( ع ) را غير او غسل داد و اين ايراد وارد نيست زيرا كه حضرت صادق ( ع ) نهى فرمود از اينكه غير امام امام را غسل بدهد و فرمود كه غسل ندهد امام را مگر كسى كه امام باشد پس اگر غير از امام امام را غسل داد امامت آن امامى كه بعد از اين امام است باطل نميشود و حضرت صادق فرموده كه امامت امام متحقق نميشود مگر باينكه امام قبل از خود را غسل بدهد . پس اين تعليق باطل شد كه گفتند اگر رضا ( ع ) امام بود در اين اخبار ذكر نميشد كه موسى را غير از رضا غسل داده علاوه بر اينكه ما در بعضى از اين اخبار روايت كرديم كه حضرت رضا ( ع ) پدر بزرگوارش موسى بن جعفر را غسل داد بنوعى كه بر كسانى كه حاضر شده بودند از براى غسل او مخفى بود و كسى اطلاع نيافت بر غسل دادن او مگر بعضى كه پيشتر ذكر شد واقفيه انكار نميكنند جواز طى الارض را از براى امام ( ع ) كه به زمان اندك مسافت بعيدى را طى كند و سبب اين مطلب اين باشد كه حقتعالى زمين را از براى او بر هم پيچيده بعد از اينكه تجويز نمودند اين مطلب را ميگوئيم حضرت رضا از مدينه تا بغداد بطى الارض آمد . احمد بن عبد اللَّه غروى از پدرش روايت كرده كه گفت داخل شدم بر فضل بن ربيع در حالى كه بر روى بام خانه نشسته بود پس به من گفت نزديك بيا من نزديك رفتم تا اينكه محاذى او رسيدم پس از آن به من گفت كه برو بر بالاى آن يك در خانه كه ميان اين خانه ها واقع است من بر آن خانه مشرف شدم گفت چه مىبينى در اين خانه گفتم جامهء ميان اين خانه افتاده گفت نيكو نظر كن چون تأمل كردم و درست نظر كردم و فهميدم گفتم مردى سجده كرده است گفت او را مىشناسى گفتم نمىشناسم او را گفت اين مولاى تست گفتم مولاى من كيست گفت تجاهل ميكنى بر من گفتم تجاهل نميكنم و لكن مولائى از براى خود نمىشناسم گفت أبو الحسن موسى بن جعفر ( ع ) است من او را در شب و روز مفقود ميكنم و نمىيابم او را در وقتى از اوقات مگر بر اين حالت كه بعد از طلوع فجر نماز ميخواند و بعد از نماز مقدار يك ساعت تعقيب ميخواند تا اينكه آفتاب طلوع مىكند پس از آن سجده مىكند و على الاتصال در سجده است تا اينكه آفتاب از دائرهء نصف النهار زائل مىشود و ظهر مىشود و كسى را گماشته بودم كه مترصد وقت زوال باشد و او را اطلاع دهد و من ندانستم چه وقت غلام به او گفت كه وقت زوال شده است همين قدر ميديدم كه آن جناب از سجده خود سر بر ميداشت و شروع ميكرد به نماز ظهر بدون اينكه تجديد طهارتى كند پس من ميدانستم كه خواب