الشيخ الطبرسي ( مترجم : عابدي )
194
الآداب الدينية للخزانة المعينية ( عربي - فارسي )
تعريف اخلاق : ( 1 ) اخلاق جمع خلق است ، و خلق را مرحوم نراقى اين گونه تعريف كرده است : « قدرت وتوانايى روح انسانى كه باعث شود كارها را به آسانى و بدون فكر وتأمل انجام دهد » . راغب گويد : « ريشه خلق و خلق يكى است . . . با اين تفاوت كه خلق مربوط به نيروهايى است كه با بصيرت شناخته مىشوند ، و خلق مربوط به شكل وچگونگى ظاهرى وصورتهايى است كه با چشم دريافت مىشوند . گاهى نيز خلق از ماده « خلاقه » به معنى نرمى وصاف بودن است . بنا بر اين هر چه را انسان با عادت وتمرين بدست آورد و انجام دادن آن براي أو آسان باشد آن را خلق مىنامند . نتيجه آنكه : گاهى خلق حالتى در نفس است كه سبب مىشود كارهايى را بدون فكر انجام دهند و گاهى نيز اسم است براي فعلى كه از انسان صادر مىشود » « 1 » . از تعريفهاى گذشته بدست آمد كه اخلاق ملكه يا حالتى است كه در نفس انسانى رسوخ كرده وباعث مىشود كه اعمال بدون فكر وتأمل از أو سر بزنند . پس هر عمل خيرى كه با انديشه ودرنگ در عاقبت آن كار انجام شود فضيلت اخلاقى نيست بلكه يك حالت اخلاقى است . شخص اخلاقى كسى است كه چنان كارهاى خير ونيك ، عادت أو شده كه بدون فكر وتأمل از أو صادر مىشوند . مثلا كسى غوّاص يا شناگر است كه بدون تأمل ، داخل آب شده و مشغول شنا گردد ، اما كسى كه ابتدا مدتى به ارزيابى آب وتأمل در آن پرداخته
--> « 1 » مقصود راغب آن است كه گاهى خلق به معنى نرمى وخوشروئى و بدون غل وغش بودن است و كلمه حسن خلق در روايات غالبا به اين معنى به كار رفته است . و گاهى خلق به معنى اعمالى است كه انسان خود را بر آنها تمرين داده وملكه أو شده اند .