الشيخ أبو الحسن المرندي
364
مجمع النورين
جمع ديلم است در لغت فرس قريه من قرى الاصفهان كه طائفه بختيارى است سيزدهم باريدن تگرگ بزرگ در جزيره روم روميه الكبرى كه از بلاد آلمان است يا اينكه رومية الصغرى بلده آذربايجان تسمى باروميه كما ذكره الاجل الأكرم حاجى صدر الدولة أصفهاني الأصل تبريزى المسكن جزاه الله عن ساداته الأئمة چهاردهم فتح هفت بلاد آلمان است به شمشير امام عصر چنانچه در أوايل اين كتاب از عقد الدرر شافعي از أمير المؤمنين عليه السلام نقل شده پانزدهم انقطاع علم است ارقبة الاسلام نجف الأشرف ولهورش در بلده قم چنانچه در بحار نقل شده است شانزدهم خون ريزش بسيار است ميان دو طايفه از عجم هفدهم مسخ شدن طائفه است به صورت ميمون وخوك هيجدهم بيرون رفتن غلامان است از طاعت آقايان خود وكشتن غلامان آقايان خود را نوزدهم ظاهر شدن سينه وصورتي است در قرص آفتاب يعنى دابة الأرض كه أمير المؤمنين ع است بيستم بيرون آمدن مردها است از قبرها وزنده شدن ايشان است بيست ويكم آمدن چهارده باران پى در پى است از آسمان كه زمين را پاك وشسته مى نمايد بيست ودويم بر طرف شدن علم وظاهر شدن جهل وبسيار شدن قتل وكم شدن فقهاى حقيقي است ومردن ايشان پى در پى وبسيار شدن فقهاى ضلالت وخيانت وبسيار شدن شعراء بيست وسيوم مسجد شدن قبرها وزينت كردن قرآنها ومسجدها را به طلا وغير طلا بيست وچهارم زياد شدن ظلم وستم وجور وفساد وگرديدن امراء كفره ودوستان ايشان فجره وأعوان ايشان ظلمه وصاحب رأى وتدبير ايشان فسقه بيست وپنجم عزل كردن سلطان اسلام كه سلطان عجم است ودوباره نصب مىشود مرتبه دوم عزل مىشود ومرتبه سيوم نصب مىشود إيران وشامات ومصر را منصرف مىشود بيست وششم ملتجى شدن سلطان اسلام به بعضي از سلاطين كفار بيست وهفتم دو فرقه شدن أهل عجم بيست هشتم سلطنت منتهى مىشود به صبي غير حلم بعضي علائم مذكوره علائم قريبه وبعضي از آنها علائم بعيده العلم عند الله وعند الراسخين في العلم