الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
42
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
بابل شده است ، تا بحث نكوهش تقليد را كه در آيات قبل آمده بود تكميل كند ، زيرا اولا ابراهيم ع بزرگترين نياى عرب بود كه همه او را محترم مىشمردند و به تاريخش افتخار مىكردند ، هنگامى كه او پردههاى تقليد را مىدرد اينها نيز اگر راست مىگويند بايد به او اقتدا كنند . اگر بنا هست تقليدى از نياكان شود چرا از بتپرستان تقليد كنند ؟ از ابراهيم پيروى نمايند . ثانيا : بتپرستانى كه ابراهيم در مقابل آنها قيام كرد به همين استدلال واهى ( پيروى از پدران ) تكيه مىكردند ، و ابراهيم هرگز آن را از آنها نپذيرفت ، چنان كه قرآن در سوره انبياء آيه 53 و 54 مىگويد : قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ : « بتپرستان گفتند : ما پدران خود را ديديم كه آنها را عبادت مىكنند ( ابراهيم ) گفت مسلما شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد » ! ثالثا : اين يك نوع دلدارى براى پيامبر اسلام ص و مسلمانان نخستين است كه بدانند اين گونه مخالفتها و بهانه جوئيها هميشه بوده است ، نبايد سست و مايوس شوند . نخست مىفرمايد : « به خاطر بياور هنگامى كه ابراهيم به پدرش ( عمويش آذر ) و قوم بتپرستش گفت من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم » ! ( * ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لأَبِيه وَقَوْمِه إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ) * ) ( 1 ) . و از آنجا كه بسيارى از بتپرستان خدا را نيز پرستش مىكردند ابراهيم بلافاصله او را استثناء كرده ، مىگويد : « مگر آن خدايى كه مرا آفريده كه او
--> ( 1 ) « براء » ( بر وزن سوار ) مصدر و به معنى « تبرى » است ، و در اين گونه موارد معنى وصفى به طورى مؤكد و مبالغه دارد ( مانند زيد عدل ) و چون مصدر است مفرد و جمع مذكر و مؤنث در آن يكسان مىباشد .