الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

496

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

در حدود افكار خود ساخته و پرداخته‌اند ، و چون نخواسته‌اند بپذيرند كه ما وراى معلومات آنها حقايق ديگرى است به اين بيراهه‌ها كشانده شده‌اند . حق كلام در باره وحى بدون شك ما نمىتوانيم از رابطه وحى و حقيقت آن اطلاع زيادى پيدا كنيم ، چرا كه اين يك نوع ادراكى است خارج از حدود ادراكات ما ، و يك نوع ارتباطى است خارج از ارتباطهاى شناخته شده ما ، عالم وحى براى ما عالمى است ناشناخته و ما فوق ادراكات ما . به راستى چگونه يك انسان خاكى با مبدء عالم هستى ارتباط پيدا مىكند ؟ و چگونه خداوند ازلى و ابدى و بىنهايت از هر جهت ، با مخلوقى محدود و ممكن الوجود رابطه بر قرار مىسازد ؟ و در لحظه نزول وحى چگونه پيامبر يقين پيدا مىكند كه اين ارتباط از ناحيه او است ؟ ! اينها سؤالاتى است كه پاسخ آن براى ما مشكل است ، و اصرار در فهم آن بسيار بىمورد . تنها مطلبى كه براى ما در اينجا معقول و قابل طرح است اصل وجود يا امكان چنين ارتباط مرموزى است . ما مىگوئيم هيچ دليل عقلى كه امكان چنين امرى را نفى كند وجود ندارد ، بلكه به عكس ما ارتباطهاى مرموزى را در جهان خود مىبينيم كه از تفسير آن عاجزيم ، و اين ارتباطها نشان مىدهد كه ما فوق حواس و ارتباطهاى ما نيز درك و ديده‌هاى ديگرى وجود دارد . بد نيست با ذكر مثالى اين موضوع را روشنتر سازيم . فرض كنيد ما در ميان شهر كوران ( البته كوران مادر زاد ! ) با دو چشم بينا زندگى كنيم ، تمام اهل شهر چهار حسى هستند ( بنا بر اينكه مجموع حواس