الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
492
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
توضيح اينكه : آنها معتقد بودند كه روح انسانى داراى سه قوه است « حس مشترك » كه با آن صور محسوسات را ادراك مىكند ، و « قوه خيال » كه با آن صورتهاى جزئيه ذهنى را درك مىنمايد و « قوه عقليه » كه با آن صور كليه را درك مىكند . اين از يك سو ، از سوى ديگر ، آنها اعتقاد به افلاك نه گانه بطلميوسى داشتند ، و براى افلاك ، نفس مجرد ( همچون روح براى بدن ما ) معتقد بودند ، و مىافزودند : اين نفوس فلكى از موجودات مجردى بنام « عقول » الهام مىگيرند ، و به اين ترتيب « نه عقل » مربوط به « افلاك نه گانه » قائل بودند . از سوى سوم ، عقيده داشتند كه نفوس انسانى و ارواح آنها براى فعليت يافتن استعدادها و درك حقايق ، بايد از وجود مجردى كه آن را « عقل فعال » مىناميدند كسب فيض كنند ، كه نامش « عقل دهم » يا « عقل عاشر » بود ، و نام « عقل فعال » را به اين مناسبت بر آن مىگذاردند كه سبب فعليت استعدادهاى عقول جزئيه بود . از سوى چهارم ، معتقد بودند هر قدر روح انسان قويتر باشد ارتباط و اتصالش با عقل فعال كه منبع و خزانه معلومات است بيشتر خواهد بود ، بنا بر اين يك روح قوى و كامل مىتواند در كوتاهترين مدت وسيعترين معلومات را به فرمان خدا از « عقل فعال » كسب كند . و همچنين هر اندازه قوه خيال قويتر باشد ، بهتر مىتواند اين مفاهيم را در لباس صورتهاى حسى قرار دهد ، و هر اندازه حس مشترك قويتر گردد انسان صور محسوسه خارجيه را بهتر درك مىكند . سپس از مجموع اين مقدمات چنين نتيجه مىگرفتند : روح پيامبر چون فوق العاده قوى است رابطه و اتصالش با عقل فعال بسيار زياد است ، و به همين دليل مىتواند در اكثر اوقات معلومات را به صورت كلى از عقل فعال بگيرد .