الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
434
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىبينيم از خودشان بدبختتر خودشانند ! ، در اين زمينه سرگذشتهاى فراوانى از سلاطين ثروت دنيا وجود دارد كه بسيارى شنيدهاند ، و نقل آنها سخن را به درازا مىكشد . سؤال ديگر اينكه : آيا مفهوم اين سخن اين نيست كه هر گاه انسان فقير و محروم است نبايد دست و پايى براى وسعت روزى كند ، به احتمال اينكه خدا مصلحت او را در اين دانسته است ؟ در پاسخ اين سؤال نيز بايد توجه داشت كه گاهى كمبود روزى به خاطر سستى و تنبلى خود انسان است ، اين كمبودها و محروميتها خواست حتمى خداوند نيست ، بلكه نتيجه اعمال او است كه دامنگيرش شده ، و اسلام بر اساس اصل سعى و كوشش كه هم در آيات قرآن منعكس است و هم در سنت پيامبر ص و ائمه هدى ع همه را دعوت به تلاش و جهاد كرده است . ولى هر گاه انسان نهايت تلاش خود را به كار گرفت در عين حال درها به روى او بسته شد ، بايد بداند در اين امر مصلحتى بوده ، بيتابى نكند ، مايوس نشود ، زبان به كفران نگشايد ، و به تلاش خود ادامه دهد ، و تسليم رضاى الهى نيز باشد . اين نكته نيز قابل ذكر است كه تعبير به « عباده » ( بندگانش ) هرگز منافاتى با طغيان آنها در صورت گسترش روزى ندارد ، چرا كه اين تعبير در مورد بندگان خوب و بد و متوسط الحال همه به كار مىرود ، مانند قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه : « بگو اى بندگان من ! كه در باره خويش اسراف كردهايد از رحمت خدا نوميد نشويد » . درست است كه خداوند روزى را با حساب نازل مىكند تا بندگان طغيان نكنند اما چنان نيست كه آنها را محروم و ممنوع سازد ، لذا در آيه بعد مىافزايد : « او كسى است كه باران نافع را بعد از آنكه مردم مايوس شدند نازل مىكند