الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
161
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
آرى كسى كه اينهمه مواهب را به انسانها بخشيده مدبر عالم هستى است ، و هم او شايسته عبوديت و پرستش است . آيه بعد مساله توحيد عبوديت را از طريق ديگر تعقيب مىكند ، و آن طريق انحصار حيات به معنى واقعى به خداوند است ، مىفرمايد : « او است زنده واقعى » ( * ( هُوَ الْحَيُّ ) * ) . چرا كه حياتش از ذات او است و متكى به غير نيست ، حياتى است كه در آن مرگ راه ندارد و جاودانه است ، تنها خداوند چنين است ، و همه موجودات زنده غير از او حياتى آميخته به مرگ دارند ، و اين حيات محدود و موقت را از ذات پاك خداوند مىگيرند . روشن است كسى را بايد پرستش كرد كه زنده است و داراى حيات مطلق ، لذا به دنبال آن مىافزايد : « هيچ معبودى جز او وجود ندارد » ( * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ) . « و اكنون كه چنين است تنها او را بخوانيد ، و دين خود را براى او خالص كنيد » ( * ( فَادْعُوه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ ) * ) . و هر چه غير او است كنار بگذاريد كه همه فانى مىشوند ، و در حال حياتشان نيز دائما در تغييرند ، « آنچه تغيير نپذيرد او است » و « آنچه نمرده است و نميرد او است » ! و آيه را با اين جمله پايان مىدهد : « حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است » ( * ( الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ) . اين جمله در حقيقت تعليمى است براى بندگان كه خدا را به خاطر نعمتهايى كه در آيات قبل اشاره شد ، نعمتهايى كه تمام وجود انسان را فراگرفته ، مخصوصا نعمت حيات و زندگى ، حمد و ستايش كنند ، و شكر و سپاس گويند .