الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
480
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
باشند « چنان كه در اوائل همين سوره خوانديم ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّه زُلْفى ( زمر - 3 ) خواه از اين جهت كه بتها را تمثالها و مظاهرى براى فرشتگان و ارواح مقدسه مىدانستند ، و يا براى اين سنگ و چوبهاى بيجان قدرت مرموزى قائل بودند . به هر حال از آنجا كه شفاعت « اولا » فرع بر درك فهم و شعور است ، و « ثانيا » فرع بر قدرت و مالكيت و حاكميت ، در دنباله آيه در پاسخ آنها چنين مىفرمايد : « به آنها بگو : آيا از آنها شفاعت مىطلبيد هر چند مالك چيزى نباشند ، و حتى درك و شعورى براى آنها نباشد » ؟ ! ( * ( قُلْ أَ وَلَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَلا يَعْقِلُونَ ) * ( 1 ) . اگر شفيعان خود را فرشتگان و ارواح مقدسه مىدانيد آنها از خود چيزى ندارند ، هر چه دارند از ناحيه خدا است ، و اگر از بتهاى سنگى و چوبى شفاعت مىطلبيد آنها علاوه بر عدم مالكيت كمترين عقل و شعورى ندارند ، اين بهانهها را رها كنيد ، و رو به سوى كسى آوريد كه مالكيت و حاكميت تمام عالم هستى براى او است ، و تمام خطوط به او منتهى مىگردد . لذا در آيه بعد اضافه مىكند : « بگو تمام شفاعت از آن خدا است » ( * ( قُلْ لِلَّه الشَّفاعَةُ جَمِيعاً ) * ) . « چرا كه مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين از آن او است ، و سپس همه شما به سوى او باز مىگرديد » ( * ( لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * ) . و به اين ترتيب آنها را به كلى خلع سلاح مىكند ، چرا كه توحيدى كه بر كل عالم حاكم است مىگويد شفاعت نيز جز به اذن پروردگار ممكن نيست « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه » : « چه كسى است كه نزد او جز به اذن
--> ( 1 ) جمله « * ( أَ وَلَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً ) * » چيزى در تقدير دارد ، و در معنى چنين است « ا يشفعون لكم و لو كانوا لا يملكون شيئا » .