الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
464
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
براى رسيدن به مقصود است و منظور از ضلالت عدم تهيه آنها يا حذف آن است كه بعضى از آن به « توفيق » و « سلب توفيق » تعبير كردهاند ، زيرا توفيق همان فراهم ساختن مقدمات براى وصول به مقصود است ، و سلب توفيق از ميان بردن آنها است . بنا بر اين هدايت الهى به اين نيست كه خداوند اجبارا انسانها را به مقصد برساند ، بلكه به اين است كه وسائل آن را در اختيار قرار دهد ، فى المثل وجود مربى خوب ، محيط تربيتى سالم ، دوستان و معاشران صالح ، و مانند آن همه از مقدمات است ، ولى با وجود همه اينها انسان را مجبور به طى طريق هدايت نمىكند بلكه مىتواند به همه آنها پشت كرده و راه ضلالت را پيش گيرد . اما جاى اين سؤال در اين تفسير باقى است كه چرا اين توفيقات شامل حال گروهى مىشود در حالى كه گروه ديگرى از آن محروم مىگردند . طرفداران اين تفسير بايد با توجه به حكيمانه بودن افعال خدا دلائلى براى اين تفاوت ذكر كنند ، مثلا بگويند انجام عمل خير سبب توفيق الهى مىگردد ، و انجام اعمال شر توفيق را از آدمى سلب مىكند . به هر حال اين تفسير خوبى است ولى مطلب باز هم از آن عميقتر است . 4 - دقيقترين تفسيرى كه با همه آيات هدايت و ضلالت سازگار است و همه آنها را به خوبى تفسير مىكند بىآنكه كمترين خلاف ظاهرى در آن باشد اين است كه بگوئيم : هدايت تشريعى به معنى ارائه طريق جنبه عمومى و همگانى دارد و هيچ قيد و شرطى در آن نيست ، چنان كه در آيه 3 سوره دهر آمده إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً : « ما راه را به انسان نشان داديم خواه شكرگزارى كند يا كفران » و در آيه 52 شورى مىخوانيم : وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ : « تو همه انسانها را به صراط مستقيم دعوت مىكنى » ، بديهى است دعوت پيامبر