الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
46
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
( * ( إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ) * ) . اين سنت هميشگى ما است ، سنتى كه از قانون عدالت نشات گرفته است . و بعد به بيان ريشه اصلى بدبختى آنها پرداخته مىگويد : « آنها چنان بودند كه وقتى كلمه توحيد و لا إله الا اللَّه به آنان گفته مىشد استكبار مىكردند » ( * ( إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِله إِلَّا اللَّه يَسْتَكْبِرُونَ ) * ) . آرى ريشه تمام انحرافات آنها تكبر و خود برتربينى ، و زير بار حق نرفتن و بر سر سنتهاى غلط و تقاليد باطل اصرار و لجاجت ورزيدن ، و به همه چيز غير از آن با ديده تحقير نگريستن بود . نقطه مقابل روح استكبار همان خضوع و تسليم در برابر حق است كه اسلام واقعى همين است و بس ، آن استكبار مايه تيره روزى است ، و اين خضوع و تسليم خميرمايه سعادت . جالب اينكه در بعضى از آيات قرآن عذاب الهى مستقيما در ارتباط با استكبار معرفى شده ، چنان كه در آيه 20 سوره احقاف مىخوانيم : « فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ » : « امروز عذاب خواركننده جزاى شما است به خاطر آنكه در زمين به ناحق استكبار مىكرديد » . ولى آنها براى اين گناه بزرگ خود عذرى بدتر از گناه مىآوردند ، « و پيوسته مىگفتند : آيا ما خدايان و بتهاى خود را به خاطر شاعر ديوانه اى رها كنيم » ؟ ! ( * ( وَيَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ ) * ) . شاعرش مىناميدند چون سخنانش آن چنان در دلها نفوذ داشت و عواطف انسانها را همراه خود مىبرد كه گويى موزونترين اشعار را مىسرايد ، در حالى كه گفتارش ابدا شعر نبود ، و مجنونش مىخواندند به خاطر اينكه رنگ محيط به خود