الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

248

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

شدند ، و مجلس داود را ترك گفتند . ولى داود در اينجا در فكر فرو رفت و با اين كه مىدانست قضاوت عادلانه اى كرده چه اينكه اگر طرف دعوا ادعاى شاكى را قبول نداشت حتما اعتراض مىكرد ، سكوت او بهترين دليل بر اين بوده كه مساله همان است كه شاكى مطرح كرده ، ولى با اين حال آداب مجلس قضا ايجاب مىكند كه داود در گفتار خود عجله نمىكرد ، بلكه از طرف مقابل شخصا سؤال مىنمود سپس داورى مىكرد ، لذا از اين كار خود سخت پشيمان شد « و گمان كرد كه ما او را با اين جريان آزموده‌ايم » ( * ( وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه ) * ) . در مقام استغفار بر آمد « و از درگاه پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد » ( * ( فَاسْتَغْفَرَ رَبَّه وَخَرَّ راكِعاً وَأَنابَ ) * ) . « خر » از ماده « خرير » به معنى سقوط از بلندى و توام با صدا است ، مانند صداى آبشار ، و از آنجا كه افراد سجده كننده گويى از بلندى سقوط مىكنند و به هنگام سجده تسبيح مىگويند اين تعبير كنايه از سجده كردن آمده . تعبير به « راكعا » در آيه مورد بحث يا به خاطر آن است كه ركوع به معنى سجده نيز در لغت آمده ، و يا ركوع مقدمه اى است براى سجده . به هر حال خداوند او را مشمول لطف خود قرار داد و لغزش او را در اين ترك اولى بخشيد چنان كه قرآن در آيه بعد مىگويد : « ما اين عمل را بر او بخشيديم » ( * ( فَغَفَرْنا لَه ذلِكَ ) * ) . « و او نزد ما داراى مقام و الا و آينده نيك است » ( * ( وَإِنَّ لَه عِنْدَنا لَزُلْفى وَحُسْنَ مَآبٍ ) * ) . « زلفى » به معنى مقام ( و قرب در پيشگاه خدا ) است ، و « حسن ماب » اشاره به بهشت و نعمتهاى اخروى مىباشد .