الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
240
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« ما نظام حكومت او را استحكام بخشيديم » ( * ( وَشَدَدْنا مُلْكَه ) * ) . آن چنان كه همه سركشان و طاغيان و دشمنان از او حساب مىبردند . علاوه بر اين « به او حكمت و علم و دانش داديم » ( * ( وَآتَيْناه الْحِكْمَةَ ) * ) . همان حكمتى كه قرآن در باره آن مىگويد : وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً : « هر كس حكمت به او اعطا شده خير فراوان نصيب او شده است » . « حكمت » در اينجا به معنى علم و دانش و نيروى تدبير امور كشور يا مقام نبوت و يا همه اينها است . « حكمت » گاه جنبه علمى دارد كه از آن تعبير به « معارف عاليه » مىشود ، و گاه جنبه عملى كه از آن تعبير به « اخلاق و عمل صالح » مىگردد ، و داود از همه اينها بهره وافر داشت . آخرين نعمت بزرگ خدا بر داود اين بود كه مىفرمايد : « ما به او علم قضا و داورى صحيح و عادلانه داديم » ( * ( وَفَصْلَ الْخِطابِ ) * ) . تعبير از داورى به « فصل الخطاب » به خاطر آن است كه « خطاب » همان گفتگوهاى طرفين نزاع است ، و « فصل » به معنى قطع و جدايى است . و مىدانيم گفتگوهاى صاحبان نزاع هنگامى قطع خواهد شد كه داورى صحيحى بين آنها بشود ، لذا اين تعبير به معنى قضاوت عادلانه آمده است . اين احتمال در تفسير اين جمله نيز وجود دارد كه خداوند منطق نيرومندى كه از فكر بلند ، و عمق انديشه ، حكايت مىكرد در اختيار داود گذارد ، نه تنها در مقام داورى كه در همه جا سخن آخر و آخرين سخن را بيان مىكرد . به راستى با وجود خداوندى كه قدرت دارد به انسان شايسته اى اينهمه نيرو و توان بخشد جاى اين نيست كه احدى از لطف او مايوس گردد ، و اين نه تنها مايه تسلى خاطر پيامبر ص و مؤمنان مكه در آن روز بود كه سخت در فشار