الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
155
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
به هر حال يونس سوار بر كشتى شد ، طبق روايات ماهى عظيمى سر راه را بر كشتى گرفت ، دهان باز كرد گويى غذايى مىطلبد ، سرنشينان كشتى گفتند به نظر مىرسد گناهكارى در ميان ما است ! ( كه بايد طعمه اين ماهى شود ، و چاره اى جز استفاده از قرعه نيست ) در اينجا قرعه افكندند قرعه به نام يونس درآمد ! طبق روايتى قرعه را سه بار تكرار كردند ، و هر بار به نام يونس در آمد ، ناچار يونس را گرفتند در دهان ماهى عظيم پرتاب كردند ! قرآن در آيات مورد بحث با يك جمله كوتاه به اين ماجرا اشاره كرده مىگويد : « يونس با آنها قرعه افكند و مغلوب شد » ! ( فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ) . « ساهم » از ماده « سهم » در اصل به معنى تير و « ساهمه » به معنى قرعه كشى آمده است ، زيرا به هنگام قرعه كشى نامها را بر چوبههاى تير مىنوشتند ، و با هم مخلوط مىكردند ، سپس يك چوبه تير از آن بيرون مىآوردند و به نام هر كس اصابت مىكرد مشمول قرعه مىشد . « مدحض » از ماده « ادحاض » به معنى باطل كردن و زائل نمودن و مغلوب كردن است ، و در اينجا منظور اين است كه قرعه به نام او اصابت كرد . اين تفسير نيز گفته شده كه دريا طوفانى شد ، و بار كشتى سنگين بود و هر لحظه خطر غرق شدن سرنشينان كشتى را تهديد مىكرد و چاره اى جز اين نبود كه براى سبك شدن كشتى بعضى از افراد را به دريا بيفكنند ، و قرعه به نام يونس درآمد ، او را به دريا انداختند ، و درست در همين هنگام نهنگى فرا رسيد و او را در كام خود فرو برد . به هر حال قرآن مىگويد : « ماهى عظيم او را بلعيد در حالى كه مستحق ملامت بود » ! ( * ( فَالْتَقَمَه الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ) * ) .