الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
112
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
ابراهيم كه بارها از كوره داغ امتحان الهى سرافراز بيرون آمده بود ، اين بار نيز بايد دل به دريا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد ، و فرزندى را كه يك عمر در انتظارش بوده و اكنون نوجوانى برومند شده است با دست خود سر ببرد ! ولى بايد قبل از هر چيز فرزند را آماده اين كار كند ، رو به سوى او كرد و « گفت : فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم ، بنگر نظر تو چيست » ؟ ! ( * ( قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى ) * ) . فرزندش كه نسخه اى از وجود پدر ايثارگر بود و درس صبر و استقامت و ايمان را در همين عمر كوتاهش در مكتب او خوانده بود ، با آغوش باز و از روى طيب خاطر از اين فرمان الهى استقبال كرد ، و با صراحت و قاطعيت « گفت : پدرم هر دستورى به تو داده شده است اجرا كن » ( * ( قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ ) * ) . و از ناحيه من فكر تو راحت باشد كه « به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت » ( * ( سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّابِرِينَ ) * ) . اين تعبيرات پدر و پسر چقدر پر معنى است و چه ريزه كاريهايى در آن نهفته است ؟ . از يك سو پدر با صراحت مساله ذبح را با فرزند 13 ساله مطرح مىكند و از او نظرخواهى مىكند ، براى او شخصيت مستقل و آزادى اراده قائل مىشود ، او هرگز نمىخواهد فرزندش را بفريبد ، و كوركورانه به اين ميدان بزرگ امتحان دعوت كند ، او مىخواهد فرزند نيز در اين پيكار بزرگ با نفس شركت جويد ، و لذت تسليم و رضا را همچون پدر بچشد ! از سوى ديگر فرزند هم مىخواهد پدر در عزم و تصميمش راسخ باشد ، نمىگويد مرا ذبح كن ، بلكه مىگويد هر ماموريتى دارى انجام ده ، من تسليم امر و فرمان او هستم ، و مخصوصا پدر را با خطاب « يا ابت » ! ( اى پدر ! ) مخاطب مىسازد ،