دكتر عقيقى بخشايشي

317

چهارده نور پاك ( فارسي )

وجودش افتخار مى كرد و در بيان اين رشته‌هاى پيوند و علاقهء پر شور و ارتباط معنوى و شگرف پدر و فرزند همين بس كه پيامبر به او عنوان " ام ابيها " ( مادر پدرش ) داده بود و بسيار اوقات ، او را با همين عنوان مخاطب مى ساخت و نزد خود فرا مى خواند و با او درد دل مى گفت و دست نوازش بر سرش مى كشيد و سخنانش را با جان و دل مى شنيد و خواست‌هايش را با شور و علاقه انجام مى داد . . . آرى فاطمه چنين دخترى بود و پيداست كه مسألهء ازدواج و تشكيل خانواده ء او ، براى پدرى چون رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) چقدر مىتواند اهميت داشته باشد و مورد عنيات و دقت قرار گيرد . از اين رو پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) همواره مى انديشيد و سعى داشت كه در مورد ازدواج فاطمه عزيزش ، بدون دريافت مصلحت و امر الهى گام بر ندارد ، چنين بود كه وقتى آنهمه بزرگان عهد جاهليت وصناديد قريش و سرمايه داران و معارف و مشاهير جزيرة العرب به خواستگارى دخترش آمدند همه را رد كرد و تصميم گيرى در مورد اين امر را موكول به نداى آسمانى و مشورت الهى نمود . . . و سرانجام نيز با كسب تكليف از پرودگار و با تعيين و ارادهء الهى در اين مورد گام برداشت و فاطمه را به ازدواج سرباز فداكار و سردار ايثارگر و شهسوار اسلام يعنى على بن ابى طالب ( عليه السلام ) در آورد : شخصيتى كه در تمام جهان بشريت ، هيچكس شايسته تر از او براى رسيدن به افتخار دامادى پيامبر و شوهرى فاطمه نبود . . . صاحب " طبقات " مىنويسد : " نخست ابو بكر بود كه به عنوان خواستگارى فاطمه به حضور پيامبر شتافت . و در پاسخ اين سخن را شنيد كه من منتظر قضا و امر الهى هستم . ابوبكر چون از آنجا بازگشت ، داستان خواستگارى و پاسخ پيامبر را براى دوستش عمر بازگو كرد . عمر گفت پيامبر بدين گونه خواسته است تو را رد كرده باشد . سپس به توصيهء ابوبكر ، روزى ديگر عمر به خواستگارى فاطمه رفت . و او نيز همان پاسخ را شنيد كه ابو بكر شنيده بود . پس آنگاه ، خاندان على ( عليه السلام ) در مورد خواستگارى فاطمه با او سخن گفته بدين كار ترغيبش كردند . وعلى ( عليه السلام ) با يأس و نوميدى گفت : آيا پس از رد درخواست ابو بكر وعمر ، با درخواست من موافقت مىشود ؟ خاندان على ( عليه السلام ) مسألهء قرابت و خويشاوندى ميان على و پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را تذكر دادند و او را دل گرم و اميدوار ساختند . پس على براى خواستگارى به حضور پيامبر اسلام شتافت و با حجب و حيا ، درخواست خود را