دكتر عقيقى بخشايشي

300

چهارده نور پاك ( فارسي )

خديجه وقتى آن جواب رد ، و آن پيغام‌هاى نيشدار و پر از زخم زبان و زهر كلام را شنيد ، دانست كه مى بايست از آنان مأيوس شود و از يارى شان چشم پوشى كند . با دلى اندوهگين از آن مردم كينه توز و آلوده به ماديت ، اساسا از اين جهان ماده و مردم مادى انديش آن دل برگرفت و با تمام فكر و روح و قلب خويش ، متوجه جهان معنويت شد . به سراغ خداى جهان آفرين رفت و با معنويتى كه در دل داشت ، درهاى جهان معنى را كوفت و از آنجا يارى طلبيد . خداوند متعال ، برترين و بالاترين كمك ها را به عالى ترين صورتى در حق او انجام داد . ديگر هيچگونه احتياجى به كمك‌هاى آن افراد كينه توز نبود . زيرا خداى مهربان ، بارانى از رحمت بى دريغ و كمك‌هاى غيبى خويش را بر او فرو ريخت ، و فرشتگان پاك خود را به يارى اش فرستاد . آرى ، خداوند به خديجه كمك كرد تا فاطمه عزيز ، يعنى آن اختر فروزان آسمان نبوت ، و آن خورشيد هميشه تابان ملك ولايت ، در كمال راحت و سلامت ، پا به عرصهء جهان نهاد ، و با انوار جاويدان ولايت و امامت كه از وجود مقدسش برتابيد ، شرق و غرب جهان را روشن ساخت . . . ( 1 ) در آن لحظات ، رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) دست دعا به سوى آسمان برداشته بود و در حالت انتظار به سر مى برد . و در همان لحظات بود كه ناگهان بشارت رسيد كه اى رسول خدا ، اينك از سوى خداوند نوزاد دخترى به خديجه عطا شد كه از چشمانش فروغى آسمانى و از چهره اش نورى الهى مى تابد . . . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) با دريافت اين بشارت ، غرق در شادى و سرور بى مانندى شد و قلب پاكش آرام و اطمينان يافت . از آن طرف ، امدادگران الهى ، نوزاد را كه لطيف تر از برگ گل ، و پاك تر از شبنم و مهتاب بود ، با آبى مطهر و مقدس شست و شو دادند و پاك و پاكيزه اش نمودند ، و قنداقه اش را كه گويى با نور ستارگان و عطرهاى بهشتى بافته شده بود ، بستند و در دامن خديجه جاى دادند . آنگاه آن مادر مهربان ، مسرور از آن امداد آسمان و از آن وضع حمل راحت و آسوده ، و شادمان از ولادت چنان فرزندى ، پستان در دهان نوزاد عزيز و مقدسش نهاد ، و از شير خالص خود كه عطيه اى آسمانى براى مادر و فرزندش بود ، او را

--> 1 . دلائل الامامه ص 8 ، بانوى نمونهء اسلام ص 37 ، دخائر العقبى ص 44 .