الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
78
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
كوبنده سؤالات منطقى آنها را به زانو در مىآورد ، و بى پايه بودن منطق پوسيده آنها را در زمينه شفاعت بتها آشكار مىسازد . در اين سلسله آيات پنج بار پيامبر ص را مخاطب مىسازد و مىگويد به آنها بگو . . . و در هر بار مطلب تازه اى را در ارتباط با سرنوشت بت و بت پرستى مطرح مىكند ، به گونه اى كه انسان در پايان به خوبى احساس مىكند كه مكتبى تو خالى تر از مكتب بت پرستان نيست بلكه نمىتوان نام مكتب و مذهب بر آن گذاشت . در نخستين آيه مىفرمايد : « به آنها بگو : كسانى را كه غير از خدا ( معبود خود ) مىپنداريد بخوانيد ، اما بدانيد آنها هرگز دعاى شما را اجابت نمىكنند و گرهى از كارتان نمىگشايند » ( * ( قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّه ) * ( 1 ) . سپس به دليل اين سخن پرداخته مىگويد : « اين به خاطر آن است كه اين معبودهاى ساختگى نه مالك ذرهاى در آسمان و زمينند ، و نه شركت و نصيبى در خلقت و مالكيت آنها دارند ، و نه هيچيك از آنها ياور خداوند در آفرينش بودهاند » ! ( * ( لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ وَما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ وَما لَه مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ ) * ) . اگر آنها قادر بر حل مشكلى باشند بايد يكى از اين ، سه وصف را دارا باشند ، يا مالكيت مستقل چيزى در آسمانها و زمين ، و يا لا اقل شركت با خداوند در امر خلقت ، و يا دست آخر معاونت پروردگار در چيزى از اين امور . در حالى كه روشن است واجب الوجود يكى است ، و بقيه همه ممكن الوجود و وابسته به اويند ، كه اگر لحظه اى نظر لطفش از آنها برداشته شود راهى
--> ( 1 ) در اين جمله در حقيقت دو تقدير است : نخست بعد از « زعمتم » جمله انهم آلهة مقدر است و بعد از * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * جمله « لا يستجيبون دعائكم » و مجموعا چنين مىشود قل ادعو الذين زعمتم انهم آلهة من دون اللَّه لا يستجيبون لكم .