الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

41

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اما عده كمى از بندگان من شكرگزارند « ! ( * ( وَقَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ ) * ) بديهى است اگر منظور از شكرگزارى تنها شكر با زبان باشد مساله مشكلى نيست تا عاملان به آن قليل بوده باشند ، بلكه منظور » شكر در عمل « است ، يعنى استفاده از مواهب در مسير همان اهدافى كه بخاطر آن آفريده و اعطا شده‌اند ، و مسلم است كسانى كه مواهب الهى را عموما در جاى خود به كار گيرند اندكى بيش نيستند . بعضى از بزرگان براى شكر سه مرحله قائل شده‌اند : شكر با قلب كه همان تصور نعمت و رضايت و خشنودى نسبت به آن است . و شكر با زبان كه ثنا گفتن نعمت دهنده است . و شكر ساير اعضاء و جوارح و آن هماهنگ ساختن اعمال با آن نعمت است . « شكور » صيغه مبالغه است و فزونى شكرگزارى را مىرساند كه همان تكرار شكر و تداوم آن با قلب و لسان و اعضاء است . البته گاهى اين صفت براى خداوند نيز آورده شده است مانند آنچه در آيه 17 سوره تغابن آمده وَاللَّه شَكُورٌ حَلِيمٌ و منظور از شكرگزارى خداوند آنست كه به مقدارى كه بندگان در مسير طاعت او گام برمىدارند آنها را مشمول مواهب و الطاف خويش مىسازد ، و از آنها تشكر و سپاسگزارى مىكند ، و از فضل خود بيش از آنچه استحقاق دارند بر آنها مىافزايد . به هر حال اين تعبير كه افراد كمى از بندگان من شكرگزارند ممكن است براى بيان عظمت مقام اين گروه باشد كه افراد نمونه اى هستند ، و يا به اين منظور كه شما كوشش كنيد و در زمره آنان در آئيد تا بر جمع شاكران افزوده شود . آخرين آيه مورد بحث كه در عين حال آخرين سخن پيرامون « سليمان »