الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

358

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

هر چه بود يك صيحه ، آن هم در يك لحظه زودگذر ، بيش نبود ، فريادى بود كه همه فريادها را خاموش كرد ، و تكانى بود كه همه را بىحركت ساخت ، و چنين است قدرت خداوند ، و چنان است سرنوشت يك قوم گمراه و بى ثمر ! بسوزند چوب درختان بى بر سزا خود همين است مربى برى را ! در آخرين آيه مورد بحث با لحنى بسيار گيرا و مؤثر بر خورد تمام سركشان تاريخ را با دعوت پيامبران خدا يك جا مورد بحث قرار داده مىگويد : « وا حسرتا بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنها نيامد مگر اينكه او را به باد استهزا گرفتند » ( * ( يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ ) * ) . واى بر آنها كه دريچه‌هاى رحمت خدا را به روى خود بستند ! اسفا بر آنها كه چراغهاى هدايت خويش را شكستند ! بيچاره و محروم از سعادت آن گروهى كه نه تنها گوش هوش به نداى رهبران ندهند ، بلكه به استهزا و سخريه آنها بر خيزند ، سپس آنها را از دم شمشير بگذرانند ، در حالى كه آنها سرنوشت شوم طغيانگران بىايمان را قبل از خود ديده بودند و سرانجام دردناكشان را با گوش شنيده يا در صفحات تاريخ خوانده بودند اما كمترين عبرتى نگرفتند ، و درست در همان وادى گام نهادند و به همان سرنوشت گرفتار شدند ! روشن است اين جمله گفتار خدا است چون تمام اين آيات از سوى او بيان مىشود ، ولى البته جمله « حسرت » به معنى ناراحتى درونى در برابر حوادثى كه كارى از دست انسان در مورد آن ساخته نيست در باره خداوند معنى ندارد ، همان گونه كه « خشم » و « غضب » و مانند آن نيز به مفهوم حقيقى در مورد او وجود ندارد ، بلكه منظور اين است كه حال اين تيره روزان چنان بود كه هر انسانى از وضع آنها آگاه مىشد متاسف و متاثر مىگشت كه چرا با اين همه وسائل نجات در اين